آیا روابط ایران و امارات به سمت فروپاشی پیش میرود؟
روابط امارات و ایران در حال ورود به مرحله سرنوشتسازی است؛ مرحلهای که با توجه به تشدید نظامی سریع و تغییر آشکار در لحن گفتمان رسمی، از مدیریت تنش عبور کرده و وارد بازتعریف ماهیت درگیری سیاسی میان دو طرف شده است.

میدل ایست نیوز: روابط امارات و ایران در حال ورود به مرحله سرنوشتسازی است؛ مرحلهای که با توجه به تشدید نظامی سریع و تغییر آشکار در لحن گفتمان رسمی، از مدیریت تنش عبور کرده و وارد بازتعریف ماهیت درگیری سیاسی میان دو طرف شده است.
به گزارش الخلیج آنلاین، با افزایش نشانههایی مبتنی بر اینکه آنچه در جریان است، تنها یک بحران گذرا نیست، بلکه بازتاب دهنده تحولی ساختاری در روابط دو طرف است، دیگر کانالهای معمول کاهش دهنده تنش، قادر به مهار بحران نیستند.
این تغییر و تحول ناشی از افزایش فشارهای میدانی کاهش اعتماد سیاسی همزمان با تصمیمات حاکمیتی و اقدامات امنیتیای است که نشان دهنده تغییر رویکرد امارات از سیاست مهار تنش به رویکردی قاطعانه تر است. این امر دیپلماسی را در برابر آزمونی واقعی قرار میدهد آنهم در سایه معادلهای که درحال پیشروی به سمت رابطهای «بی بازگشت» است.
مواضع سرنوشتساز
با توجه به تشدید حملات و گسترش دامنه آن، اظهارات اخیر امارات نشان دهنده تغییر گفتمان از خویشتن داری دیپلماتیک به «توصیف مستقیم ماهیت نظام ایران» است.
انور قرقاش مشاور دیپلماتیک رئیس امارات در 7 آوریل 2026 تاکید کرده بود که موضع کشورش در قبال «تجاوز ایران» در میان کشورهای شورای همکاری مورد استقبال قرار گرفته است.
قرقاش اشاره کرد که امارات با وجود اهتمام به جلوگیری از تشدید تنش در دفاع از امنیت و حاکمیت خود در مواجهه با تجاوزاتی که به کشورهای منطقه انجام شده است، موضع واضح و روشنی اتخاذ میکند.
وی در حساب کاربردی خود در ایکس نوشت: نظام ایران خائن و غیرقابل اعتماد است. به همسایگانش با وجود اینکه به دنبال جنگ نبودند، حمله کرد. وی افزود: در این مرحله مواضع بر پایه صداقت و شفافیت آنها، و نیز دفاع از سرزمینها، ملتها و دستاوردهای ما سنجیده میشوند.
تنش نظامی
شدت و دامنه حملات، تغییر کیفی در الگوی اهداف ایران را نشان میدهد بهگونهای که تمرکز حملات از اهداف صرفا نظامی، به سمت اعمال فشار مستقیم بر عمق اقتصادی کشورهای حاشیه خلیج فارس سوق یافته بود.
بر اساس گزارش مرکز مطالعات و تحقیقات پیشرفته در 7 آوریل 2026، و دادههایی که آناتولی جمعآوری کرده است، مجموع حملات موشکی و پهپادی ایران به 7 کشور عربی از 28 فوریه تا 4 آوریل حدود 5 هزار و 938 حمله بوده است.
امارات با 2 هزار و 662 مورد (521 مورد با موشک و 2 هزار و 141 مورد با پهپاد) در صدر کشورهایی قرار گرفت که به آنها حمله شده است.
با وجود حجم بالای حملات، دادهها نشان میدهد که امارات در رهگیری 96 درصد از آنها موفق بوده در حالی که میزان خنثیسازی حملات در سطح کشورهای شورای همکاری بیش از 90 درصد بوده که این امر به خاطر سامانههای پدافندی پیشرفتهای مثل تاد و پاتریوت بوده است.
دادهها حاکی از آن است که حدود 81 درصد از حملات ایران علیه کشورهای شورای همکاری و تنها 19 درصد علیه اسرائیل انجام شده است. این نشان دهنده تغییر جهت فشارها به سوی گذرگاههای انرژی، به ویژه در سایه تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز است که حدود 20 درصد تجارت جهانی نفت و گاز از آن عبور میکند.
وزارت دفاع امارات در 8 آوریل سال جاری خبر داد که از آغاز حملات تاکنون، در مجموع با 537 موشک بالستیک، 26 موشک کروز و 2 هزار و 256 پهپاد مقابله کرده است. همچنین شمار مجروحان به 224 نفر و تعداد کشته شدگان به 13 نفر از ملیتهای مختلف، از جمله غیرنظامیان و پیمانکاران، افزایش یافته است.
لانا نسیبه وزیر مشاور در وزارت خارجه امارات در گفتوگو با رویترز در 14 مارس 2026 گفت که حملات ایران «شوکه کننده و گستاخانه» بود به خصوص آنکه پس از یک سفر دیپلماتیک به تهران که نشانهای از تشدید تنش در آن دیده نمیشد، صورت گرفت. این شکاف در اعتماد میان دو طرف را عمیقتر کرد.
نسیبه افزود که بازگرداندن روابط به ماقبل جنگ با توجه به حجم تنش و ویرانی سخت به نظر میرسد.
مدیریت بازدارندگی
منذر الحوارات نویسنده و تحلیلگر مسائل سیاسی بر این باور است که آنچه در روند دیپلماتیک میان امارات و ایران دیده میشود، صرفا قطعی کامل نیست، بلکه فروپاشی اعتماد راهبردی پیشین است.
الحوارات افزود که امارات پل (ارتباطی) را نبسته است بلکه سطح انتظارات و شروط خود را بالا برده است. بدون تضمینهای امنیتی روشن و عامل بازدارنده واقعی در برابر رویکرد ایران امکان بازگشت روابط وجود ندارد.
وی به عبور از مرحله «مدیریت تنش» و ورود به مرحله «مدیریت بازدارندگی» اشاره کرد و گفت که حمله اخیر ایران رویکردی مبتنی بر قاطعیت را جایگزین حسن نیت کرده است به خصوص آنکه تعامل با تهران نیازمند سیاستهایی است که عدم تکرار حملات مستقیم را تضمین کند.
الحوارات بیان کرد که این حملات به طور ریشهای اصول ارتباط را تغییر داد و تهدید ایران را به خطر مستقیمی تبدیل کرد که قلب الگوی اقتصادی امارات را هدف قرار داده است.
وی اشاره کرد که مرحله بعدی شاهد تقویت پدافندهای هوایی و حفاظت شدید از زیرساختهای مربوط به انرژی و بنادر خواهد بود.
این تحلیلگر اظهار داشت که امنیت کشور به طور جدایی ناپذیر با امنیت دریانوردی در تنگه هرمز گره خورده است و بحرانها نشان دهد که این نقطه ضعفی است که تهران از آن «سوءاستفاده» کرده است.
وی پیشبینی کرد که امارات برای تامین امنیت الگوی اقتصادی به عنوان جزء جداییناپذیر از امنیت حاکمیتی خود، به تعمیق شراکتهای امنیتی بینالمللی خود روی آورد.
الحوارات اظهار داشت که جغرافیا وجود کاناهای ارتباطی را هرچند سرد باشند، اجتناب ناپذیر میکند. آنچه در حال رخ دادن است، بازتعریف رابطه و تبدیل آن به ارتباط محدود و عدم اعتماد است.
وی بر این باور است که هرگونه کاهش تنش در آینده، به هر قیمتی حاصل نخواهد شد و در چارچوب امنیتی ضمانت شده و بازدارندگی روشن به دست خواهد آمد و به دوران اتکا به حسن نیت پایان میدهد و روابطی را تشکیل میدهد که بر منافع عالی امنیتی و توانایی برای حفاظت از دستاوردهای ملی آن مبتنی است.
اقدامات سیاسی و امنیتی اتخاذ شده نشان دهنده فرایند فروپاشی اعتماد و انتقال رابطه به سطح کاهش سطح نمایندگی و حضور نهادی است.
در اوایل مارس 2026 وزارت خارجه امارات در پی حملات به تاسیسات غیرنظامی و فرودگاهها و بنادر، از بستن سفارت خود در تهران و خروج هیئت دیپلماتیک خود خبر داد و آن را نقض حاکمیت و حقوق بینالملل توصیف کرد.
به عقیده نگارنده این مطلب، ناظران بر این باورند که حملات ایران نقش کشورهای شورای همکاری به عنوان میانجیگر منطقهای را تضعیف کرده است. این در حالی است که این کشورها پیشتر در کاهش تنش میان ایران و غرب نقشهای محوری ایفا کردند.



