خبر اولسیاسیمقالاتنگاه خاورمیانه

چرا فروپاشی ساختار قدرت در ایران، خط قرمز آنکارا محسوب می‌شود؟

در حالی که هنوز خطر شعله ور شدن مجدد جنگ امریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران فروکش نکرده است، دولتمردان آنکارا خود را در میان یک بن‌بست ژئوپلیتیک گرفتار می‌بینند و معتقدند بقای نظام ایران به شکلی متناقض با امنیت ملی ترکیه گره خورده است.

میدل ایست نیوز: تحلیلگران بر این باورند رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه به شدت نگران این مسئله است که سناریوی «فروپاشی ساختار قدرت در تهران» به فعال شدن گسل‌های جدایی‌طلبی کُردها در سراسر منطقه و ایجاد یک نهاد سیاسی تحت حمایت امریکا در مرزهای ترکیه منجر شود و از سوی دیگر قدرت یافتن بیش از حد رژیم صهیونیستی هم منجر به محاصره استراتژیک ترکیه شود.

به گزارش «Foreign Affairs» به نقل از میرو، ترکیه تمام توان خود را به کار بسته است تا از گرداب جنگ ایران دور بماند و با ظرافتی تمام، بی‌طرفی خود را حفظ نماید. آنکارا در این مسیر، به پیشینه‌های تاریخی خود تمسک می‌جوید و بر این باور است نسلی از سیاست‌گذاران این کشور، پیشتر توانسته اند سیاست تعادل و توازن در طول جنگ جهانی دوم را به عنوان یکی از دوران‌های طلایی دیپلماسی ترکیه دنبال کنند.

ترکیه به دنبال حفظ سیاست و سنت بی طرفی

در آن روزگار، رهبران ترکیه با درک عمیق از انزوای ژئوپلیتیک و ضعف نظامی جمهوریِ نوپای این کشور، مصمم بودند اشتباه پیشینیان عثمانی خود را تکرار نکنند زیرا آنها با تصمیم خود مبنی بر انتخاب جبهه غلط در جنگ جهانی اول، فروپاشی امپراتوری را رقم زدند. ترکیه در حالی که آتش جنگ در مرزهایش شعله می‌کشید، با طرفین درگیر مذاکره کرد و دستاورد نهایی‌ سیاستمداران وقت این کشور، حفظ بی‌طرفی در میان فشار خردکننده قدرت‌های بزرگ بود.

نویسنده با ارائه این مقدمه و اشاره به پیشینه تاریخی ترکیه، به جنگ امریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ورود می کند و می افزاید: اما نبردِ امروز در ایران، محاسباتی متفاوت را می‌طلبد چرا که برخلاف دهه‌های ۳۰ و ۴۰ میلادی، ترکیه امروز در پی ایفای نقشی فراتر در صحنه جهانی است. سقوط بشار اسد در اواخر سال ۲۰۲۴ به دست گروه‌های مسلح تحت حمایت آنکارا، این باور را در دولتمردان ترکیه ای تقویت کرد که کشورشان به یک قدرت منطقه‌ای تأثیرگذار بدل شده‌ است.

ضعف‌های ساختاری و وابستگی نظامی ترکیه

این در حالی است که ترکیه هنوز از قدرت اقتصادی و نظامی کافی برای تحمیل اراده و شروط خود بر حوادث برخوردار نیست و روابط این کشور با بازیگران کلیدی منطقه از بازسازی روابط با امریکا گرفته که در مراحل ابتدایی قرار دارد و همچنین روابطش با اسرائیل که در سال‌های اخیر به شدت رو به وخامت گراییده است، در شکننده‌ترین حالت ممکن قرار دارد.

نکته قابل اشاره در این موضوع، آن است که ترکیه هنوز برای دفاع از حریم خود همچنان به دیگران وابسته است به طوری که خرید سامانه موشکی S-400 از روسیه در سال ۲۰۱۹، منجر به وضع تحریم‌های امریکا و اخراج از برنامه‌های حیاتی ناتو شد و حفظ تجهیزات پیشرفته نظامی را برای این کشور دشوار کرده است.

این در حالی است که سامانه‌های S-400 روسیه برای این کشور هرگز عملیاتی نشدند و آنکارا اکنون فاقد توان پدافندی کامل است تا جایی که در طول جنگ علیه ایران، این جنگنده‌های ناتو و نه تسیحات ترکیه‌ای بودند که برای مقابله با چهار موشک بالستیک که گفته شد در جنگ علیه ایران از طریق این کشور به سوی رادار ناتو و پایگاه اینجرلیک شلیک شده بود، وارد عمل شدند.

با وجود این چالش‌ها، ترکیه اصرار داشته است که همواره از ورود به درگیری اجتناب نماید و به همین منظور نه از کارزار نظامی امریکا و اسرائیل حمایت کرد و نه اجازه استفاده از حریم هوایی خود را برای حمله به ایران صادر کرد.

ریشه این رفتار در رابطه پیچیده اما پایدار این کشور با ایران نهفته است که این رابط قدمت چندین قرن دارد. اگرچه ایران رقیبی تاریخی محسوب می‌شود، اما آنکارا هرگز خواهان این جنگ نبود و ماه‌های آغازین سال ۲۰۲۶ را نیز صرف میانجی‌گری برای بازگشت تهران و دولت ترامپ به میز مذاکرات هسته‌ای کرد چرا که به خوبی به این موضوعات واقف است که پیامد جنگ در همسایگی‌شان، سرازیر شدن سیل پناهجویان، فروپاشی اقتصادی و تزلزل در سیاست داخلی است.

اما در نهایت، برخلاف میل و انتظار ترکیه، امریکا و رژیم صهیونیستی به ایران حمله کردند و اکنون آنکارا تمام تلاش خود را به کار بسته است تا از کشیده شدن به گرداب این جنگ جلوگیری کند اما با این حال، بعید به نظر می رسد اتخاذ موضع بی‌طرفانه بتواند ترکیه را از پیامدهای منفی این نبرد مصون بدارد.

جنگ علیه ایران از چندین جهت آنکارا را تهدید می‌کند به طوری که در وهله نخست، می‌تواند توازن شکننده در روابط این کشور با تهران را برهم بزند و دوم اینکه فرآیند صلح با کُردها را که در داخل ترکیه جریان دارد مختل کند و در نهایت، اسرائیل را که رقیب استراتژیک شماره یک ترکیه محسوب می‌شود بیش از هر زمان دیگری در منطقه مسلط سازد.

بنابراین آنکارا توان کنترل روند جنگ را ندارد، اما صرفاً دوری گزیدن از درگیری نیز دیگر بهترین راه برای تأمین منافعش در این همسایگی پرآشوب نخواهد بود. اگرچه ترکیه نیازی به ورود به جنگ ندارد، اما باید در چندین حوزه به‌صورت پیش‌دستانه عمل کند تا تضمین کند نه تنها از این طوفان فعلی آسیب نمی‌بیند، بلکه در موقعیتی قدرتمندتر از آن خارج می‌شود.

همزیستی رقابتی ترکیه و ایران

نویسنده در ادامه تاکید می کند: روابط آنکارا با تهران بیش از آنکه بر پایه دوستی باشد، مبتنی بر نوعی «همزیستی رقابت‌آمیز» است. این الگو به عهدنامه «قصر شیرین» در سال ۱۶۳۹ بازمی‌گردد که مرزهای دو امپراتوری عثمانی و صفوی را در امتداد کوه‌های زاگرس تثبیت کرد. این عهدنامه و پیمان بر دو اصل عدم جنگ مستقیم و مداخله نکردن در امور داخلی یکدیگر متمرکز بود.

این در حالی است که امروزه ترکیه و ایران نسبت به یکدیگر بی‌اعتمادی عمیقی دارند و در جنگ‌ها و مناقشات سیاسی در عراق، سوریه و قفقاز جنوبی از جبهه‌های مخالف هم حمایت کرده‌اند. با وجود این، ترکیه برخلاف برخی از شرکای امریکا در منطقه خلیج فارس، خواهان شکست تمام‌عیار ایران نیست.

هرچند آنکارا از دیرباز نگران برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران بوده است و قطعاً نمی‌خواهد ایران قدرتمندتر شود، اما در عین حال از فروپاشی ایران یا سقوط این کشور به ورطه آشوب نیز واهمه دارد چرا که یک ایران فروپاشیده می‌تواند سیل پناهجویان را به سوی ترکیه روانه کند، زمزمه‌های جدایی‌طلبی را در میان گروه‌های کُرد منطقه تقویت نماید و همسایگی شرقی ترکیه را بیش از پیش شعله‌ور سازد. در نتیجه از نگاه آنکارا، چنین هرج‌ومرجی به مراتب خطرناک‌تر از باقی ماندن یک نظام (متخاصم) در ایران است.

بنابراین، ترکیه در حمایت از جنگ یا مداخله در ناآرامی‌های اخیر ایران با احتیاط رفتار کرده است. به عنوان مثال هنگامی که در ژانویه، ایران با موجی از اعتراضات به لرزه درآمد، رهبران ترکیه از انتقاد نسبت به سرکوب‌های حکومتی خودداری کردند و علناً از خواسته‌های معترضان حمایت نکردند. بلافاصله پس از شروع جنگ در اواخر فوریه نیز، مقامات ترکیه از امریکا خواستند پیش از آنکه ساختار کشور ایران از هم بپاشد، راهی برای خروج از این وضعیت پیدا کند.

پس از برقراری آتش بس میان طرفین جنگ، به نظر می رسد در مقطع فعلی، احتمالا ترکیه از اینکه بدترین کابوس آن یعنی فروپاشی ساختار حکومت در ایران محقق نشده، بسیار خرسند است اما از سوی دیگر از نابودی برنامه هسته‌ای، توانمندی‌های موشکی و شبکه نیروهای نیابتی ایران در پی بمباران‌های مداوم امریکا و اسرائیل چندان سوگوار و اندوهگین نخواهد بود.

نویسنده در ادامه تاکید می کند، حکومت ترکیه با وجود همه این‌ها، همچنان دلایل بزرگی برای نگرانی دارد که از عمده ترین اینها می توان به این موارد اشاره کرد که نظام باقی‌مانده از جمهوری اسلامی اکنون سرسخت‌تر شده و به‌طور کامل در قبضه قدرت سپاه پاسداران قرار گرفته است و این فضا در مقایسه با گذشته، مجال کمتری برای عمل‌گرایی مذهبی و انعطاف‌پذیری سیاسی باقی مانده است.

آنچه ترکیه در این مرحله ترجیح می‌دهد، یک ایرانِ «باثبات اما مهار شده» است که در چارچوب یک توافق دائمی محدود شده باشد یعنی چیزی که از نظر روح و محتوا به توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ (برجام) و نه دیپلماسی لحظه ای و بداهه و متناقض دونالد ترامپ نزدیک باشد.

ترکیه در واقع خواستار توافقی است که محدودیت‌های قابل راستی‌آزمایی بر برنامه هسته‌ای و نفوذ منطقه‌ای ایران اعمال کند چرا که چنین دستاوردی به بهترین نحو در خدمت اولویت‌های خاص ترکیه از جمله جلوگیری از شعله‌ور شدن دوباره جنگ، محدود کردن نفوذ ایران در قفقاز و گشودن فضای بیشتر برای تجارت از طریق قفقاز جنوبی به سمت آسیای مرکزی
خواهد بود ضمن آنکه، هرگونه کاهش تدریجی تحریم‌ها علیه تهران، آنکارا را به عنوان شریک تجاری اصلی ایران و قدرت اقتصادی برتر منطقه تثبیت خواهد کرد.

مسئله کُردها و امنیت داخلی ترکیه

جنگ در ایران، آسیب‌پذیری فرآیند صلحی را که آنکارا با «حزب کارگران کردستان» (PKK) دنبال می‌کند، بیش از پیش نمایان کرده است. این فرآیند که در سال ۲۰۲۵ و پس از فراخوان «عبدالله اوجالان»، رهبر زندانی کُردها برای آتش‌بس، جانی دوباره گرفته بود، قرار است در نهایت به انحلال PKK منجر شود. با این حال، تحقق این امر قطعی نیست؛ چرا که آنکارا در اجرای اصلاحات قانونی لازم بسیار کند عمل می‌کند و منطقه نیز غرق در آشوب است.

در حال حاضر، تمامی طرف‌ها همچنان بر سر میز مذاکره مانده‌اند تا از شعله‌ور شدن دوباره درگیری آشکار میان PKK و دولت ترکیه جلوگیری کنند. این در حالی است که برای «رجب طیب اردوغان» رئیس جمهور ترکیه، آرامش در جبهه کُردی یک ضرورت سیاسی نیز هست چرا که او به پایان دوره قانونی ریاست‌جمهوری خود نزدیک شده و اگر بخواهد با تغییر قانون، راه را برای نامزدی مجددش در انتخابات آینده هموار کند، به حمایت حزبِ حامی کُردها در پارلمان نیاز حیاتی خواهد داشت.

با این حال، وقوع یا تداوم جنگ در مرزهای شرقی ترکیه می‌تواند تمام این تلاش‌ها را نقش بر آب کند. آنکارا زمانی به شدت نگران این جنگ و پیامدهای آن شد که مدت کوتاهی پس از حملات اولیه امریکا و اسرائیل، ترامپ ایده استفاده از نیروهای کُرد ایرانی را برای کمک به شعله‌ور کردن یک قیام داخلی در ایران مطرح کرد.

ترکیه این اقدام را گامی به سوی خودگردانی کُردها قلمداد کرد چرا که چنین اقدامی می‌تواند روابط امریکا و ترکیه را به دوران نزاع‌های تلخِ یک دهه پیش بازگرداند؛ یعنی زمانی که واشنگتن نیروهای کُرد سوریِ وابسته به پ‌ک‌ک (PKK) را تسلیح کرد و نیروهای امریکایی را برای جنگ در کنار آن‌ها علیه داعش به سوریه فرستاد.

در پشت درهای بسته، مقامات ترکیه ای نگران بودند که هرگونه تلاش خارجی برای مسلح کردن کُردهای ایران، از جمله گروه‌های مرتبط با پ‌ک‌ک، کل این جنبش را نسبت به زمین گذاشتن سلاح و دستیابی به یک توافق جامع با ترکیه بی‌میل کند.

مقامات ترکیه بر این باورند که شکل‌گیری یک اتحاد جدید میان امریکا و کُردها، کُردهای سراسر منطقه را به رؤیای استقلال ترغیب خواهد کرد و این امر مسیر شکننده صلح با پ‌ک‌ک را مختل و فرآیند دشوار ادغام کُردهای سوریه در نظام سیاسی جدید این کشور را پیچیده می‌سازد و در یک سناریوی کابوس‌وار، این وضعیت می‌تواند به ایجاد یک نهاد سیاسی تحت کنترل پ‌ک‌ک و تحت حمایت امریکا در نزدیکی مرزهای ترکیه منجر شود.

نویسنده در ادامه خاطرنشان میکند: در حال حاضر، این نگرانی‌ها فروکش کرده است چرا که ترامپ از ایده گشودن جبهه کُردی در داخل ایران عقب‌نشینی کرد ضمن آنکه یک مقام ارشد ترکیه ای نیز اعلام کرد: کُردها تصمیمی استراتژیک گرفته‌اند مبنی بر اینکه وارد این جنگ نشوند.

یکی از شاخه‌های حزب کارگران کردستان در ایران که قدرتمندترین جناح کُرد در داخل این کشور نیز محسوب می‌شد، تصمیم گرفت سلاح به دست نگیرد و از پذیرش حمایت‌های امریکا و اسرائیل خودداری کند. اما با وجود، این ماجرا همچنان از نقطه ضعف ترکیه مبنی بر اینکه نیروهایی خارج از کنترل آنکارا می‌توانند به سرعت پرونده کُردی را دوباره بگشایند، پرده برمی دارد و در نتیجه تنها راهکار مطمئن در برابر این خطر، دستیابی به یک سازش دائمی با حزب کارگران کردستان است.

تقابل استراتژیک ترکیه و رژیم صهیونیستی

نویسنده مقاله در ادامه با موضوع تلاش ترکیه برای ایجاد موازنه در برابر رژیم صهیونیستی اشاره می کند و می‌افزاید: آنکارا همچنین نسبت به نقش منطقه‌ایِ فزاینده‌ی اسرائیل و نفوذ آن در واشنگتن ابراز نگرانی می‌کند.

ترکیه و اسرائیل در دهه نود میلادی و اوایل دهه دو هزار شرکای نزدیکی بودند به طوریکه در آن زمان، دو طرف به تبادل اطلاعات می‌پرداختند، مانورهای نظامی مشترک برگزار می‌کردند و ترکیه حتی برای نوسازی ارتش خود از اسرائیل سلاح می‌خرید. اما اکنون، دو طرف به‌طور علنی با یکدیگر تقابل دارند و هر یک، دیگری را تهدیدی فزاینده تلقی می‌کند.

جنگ غزه که ترکیه به صراحت با آن مخالفت کرد، منجر به گسستی انکارناپذیر و تعلیق روابط تجاری میان آن‌ها شد. با این حال، آنچه بیش از همه باعث ناخرسندی ترکیه شده، نمایش قدرت مکرر اسرائیل در لبنان و سوریه پس از سقوط دولت اسد است چرا که این وضعیت اسرائیل را به عنوان قدرت نظامی مسلط در منطقه برجسته کرده است.

از دیدگاه آنکارا، جنگ اسرائیل علیه ایران یک لشکرکشی نظامی محدود نیست، بلکه بخشی از یک تلاش گسترده‌تر برای بازطراحی منطقه با استفاده از زور است.

بسیاری از تحلیلگران و سیاستمداران در ترکیه اکنون این استراتژی را، دست‌کم تا حدودی، تلاشی برای محاصره و مهار ترکیه می‌بینند چرا که در قالب این طرح، اسرائیل به پایگاه‌های هوایی در سوریه حمله کرده است که ترکیه قصد استفاده از آن‌ها را داشت.

همچنین این رژیم، همکاری‌های دفاعی خود را با یونان و قبرس به شکلی تعمیق بخشیده که هدف صریح آن به چالش کشیدن ترکیه است.

از سوی دیگر، تحلیلگران اسرائیلی نیز بیش از پیش به ترکیه به چشم یک تهدید بلندمدت می‌نگرند که این امر موجب خشم ناظران و تحلیلگران ترکیه ای شده است. مقامات ترکیه بیم آن دارند که اگر جنگ با تقویت قدرت و جسارت اسرائیل و تضعیف شدید ایران به پایان برسد، ترکیه خود را در محاصره ببیند. اگر چنین اتفاقی رخ دهد ترکیه در حالی که فضای کمتری برای شکل دادن به نظم جدید در سوریه خواهد داشت، نفوذ خود را در شرق مدیترانه یعنی جایی که رقابت بر سر منابع هیدروکربنی رو به افزایش است، از دست خواهد داد و راهی برای بازسازی روابط با واشنگتن نخواهد داشت.

بنابراین تمامی این مسائل و ملاحظات، اردوغان را در موقعیت دشواری قرار داده است به طوی که آنکارا نه خواهان تسلط ایران بر منطقه است و نه نظمی را می‌پسندد که با برتری اسرائیل و رفتارهای پیش‌بینی‌ناپذیر امریکا تعریف شود.

در نتیجه بیرون ماندن از جنگ، به ترکیه فرصت می‌دهد تا از طریق دیپلماسی، واشنگتن را متقاعد کند که به یک توافق مذاکره‌محور پایبند بماند که بر اساس آن برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران را بدون فروپاشی دولت این کشور محدود کند.

همچنین آنکارا از سوی دیگر تلاش می کند، ایالات متحده را متقاعد سازد که برنامه‌های منطقه‌ای جسورانه‌تر اسرائیل در سوریه و لبنان می‌تواند برای منافع امریکا زیانبار باشد و خطر کشیده شدن این کشور به درگیری‌های طولانی‌مدت را افزایش دهد و به همین خاطر است که می بینیم ترکیه از میانجی‌گری پاکستان در مذاکرات میان ایران و امریکا حمایت کرده است.

در طرف دیگر ماجرا، ترکیه و اسرائیل اکنون با میانجی‌گری امریکا، یک کانال ارتباطی در سوریه ایجاد کرده‌اند تا با گسترش حضور نظامی هر دو طرف، خطر درگیری‌های تصادفی را کاهش دهند اما این گفت‌وگوها صرفاً جنبه فنی دارند و به معنای برقراری دوباره روابط دیپلماتیک نیستند زیرا تحت رهبری بنیامین نتانیاهو و اردوغان، چنین تغییری به ویژه در سال انتخاباتی اسرائیل بسیار بعید است و در نهایت اینکه، حتی اگر شعله‌های جنگ با ایران فروکش کند، رقابت میان اسرائیل و ترکیه متوقف نخواهد شد و دشمنی استراتژیک آن‌ها در بلندمدت ادامه خواهد یافت.

منبع
میرو

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 3 =

دکمه بازگشت به بالا