
میدل ایست نیوز: «عادل عبدالمهدی»، نخستوزیر دولت پیشبُرد امور عراق امروز طی نامهای نسبت به خطر ورود کشور به یک خلأ جدید بر اثر طولانی شدن روند تشکیل دولت هشدار داد و اعلام کرد پس از دوم مارس یعنی زمان پایان مهلت یکماهه «محمد توفیق علاوی» برای معرفی کابینه جدید، ادامه مسئولیت من در منصب نخستوزیری نادرست است.
این نامه عبدالمهدی در قالب تحلیل سیاسی آنچه اکنون در عراق در جریان است، نوشته شده است تا آنکه نامهای سیاسی از سوی شخصیتی باشد که خود مسئولیت بخش بزرگی از اتفاقات گذشته و حال عراق را بر گردن دارد، در زیر به بیان مهمترین موارد نامه مذکور میپردازیم.
1: انتشار این نامه در فضای عمومی جای تعجب دارد، و نشانگر آن است که این نامه تلاشی است برای در تنگنا قرار دادن فراکسیونهای سیاسی و نیز اعلام صریح این مطلب که فراکسیونها و گروههای سیاسی یادشده، مسئول ناکامی و شکست وی بودهاند، در متن نامه دیده می شود که عبدالمهدی به صراحت اعلام می کند که محتوای این نامه را به اطلاع گروههای سیاسی رسانده، پس چرا اکنون به صورت علنی این نامه را منتشر می کند؟
2:این نامه اعترافی روشن و از بالاترین هرم قدرت و مسئولیت در رابطه با نقض قانون اساسی در مساله انتخاب علاوی به منصب نخستوزیری عراق است که این امر پیامدهای قانونی با خود به همراه خواهد داشت.
3: نامه دربردارنده نقدی آشکار از فرایند سیاسی عراق است که عبدالمهدی آن را «بحران گروهها و نهادهای قانونی» نامیده است. این امر، دلیل و توجیهی روشن برای تظاهرات جوانان عراقی پس از آگاهی از بحران مذکور است لذا ادعاهایی مبنی بر اینکه تظاهرات کنونی توطئه خارجی است، همگی دروغین و جعلی است و عبدالمهدی به طور ضمنی آن را تکذیب کرده است.
4: در نامه عبدالمهدی شاهد هشداردهی وی به شکلگیری خلائی جدید هستیم، بنابراین او میداند که در گذشته هم خلائی وجود داشته و این امر بار دیگر تاکید می کند که قانون اساسی نقض شده است.
5: در درخواست وی از فراکسیونهای سیاسی و پارلمان برای تسهیل در ماموریت علاوی به وضوح نشانگر آن است که این فراکسیونها و پارلمان اعمال فشار کرده و در مسیر تشکیل کابینه، مانعتراشی و سنگاندازی می کنند پس آیا این فراکسیونها که توجهی به نقض قانون اساسی نداشتهاند، اکنون به تهدید عبدالمهدی به شکلگیری خلائی جدید، وقعی خواهند نهاد؟
در پایان باید گفت که این نامه مطلب جدیدی برای افکار عمومی پیگیرِ تحولات پشتپرده عراق ندارد اما نگارش نامه مذکور آن هم به این شکل، موید این واقعیت است که عبدالمهدی در خوانش و تحلیل وضعیت موجود ناکام مانده و نتوانسته است به روشنی و وضوح، این وضعیت را بیان کند، به طوری که وی به جای تهدید فراکسیونهای سیاسی از رهگذر اشاره به افکار عمومی و اعتراضات جامعه، می بینیم که این فراکسیونها را با خلأ سیاسی ناشی از ترک منصب نخستوزیری از سوی خود، مورد تهدید قرار می دهد همچنین عبدالمهدی به جای اینکه به صراحت فراکسیونهای سیاسی را به علت به شکست کشاندن دولت متبوعش و بروز تظاهرات مردمی در بوته نقد و انتقاد قرار دهد، به صورت مستقیم از آنان خواهش می کند تا در روند تشکیل دولت شتاب به خرج دهند. اکنون آیا علت شکست عبدالمهدی را متوجه شدیم؟!



