سیاسی

اعتراضات عراق می تواند به تغییری اساسی بینجامد؟

طی یک ماه گذشته صدها هزار تظاهرات کننده عراقی اعتراض خود را در خیابان ها نشان دادند و نیروهای امنیتی و شبه نظامی را به چالش کشیدند تا یک نظام جدید دولتی را طلب کنند که درمانی برای بیماری های جامعه و اقتصاد عراق باشد.

نویسندگان: عبدالوهاب الکساب و عمار الحرب

میدل ایست نیوز: تظاهرات اخیر در عراق نشان می دهد که جوانان این کشور با عمده جمعیت شیعه از شرایط سیاسی موجود، کنترل احزاب سیاسی اسلامی و فساد و ناسازگاری دولت خسته شده اند. عراق پس از حمله تحت رهبری ایالات متحده در سال 2003 به مکانی برای بی ثباتی و هرج و مرج تبدیل شد و گروه های شبه نظامی دولت را تحت سلطه خود درآوردند و از منابع ملی به ویژه نفت استفاده کردند. طبق گزارش پارلمان عراق، از سال 2004 تاکنون 250 میلیارد دلار از صندوق های دولتی ناپدید شده است. در شاخص ادراک فساد شفافیت بین الملل در سال 2018، عراق هجدهمین کشور فاسد در جهان به شمار می رود. در حقیقت، تظاهرات و مخالفت با دولت نخست وزیر عادل عبدالمهدی به عنوان نماینده وضعیت فعلی، اتفاقی اجتناب ناپذیر بود.

طی یک ماه گذشته صدها هزار تظاهرات کننده عراقی اعتراض خود را در خیابان ها نشان دادند و نیروهای امنیتی و شبه نظامی را به چالش کشیدند تا یک نظام جدید دولتی را طلب کنند که درمانی برای بیماری های جامعه و اقتصاد عراق باشد. اما این تظاهرات تنها واکنشی به شرایط فعلی نیستند؛ سال ها سوء مدیریت دولت، سیاست های فرقه ای، مشکلات قیومیت سیاسی، اختلاس و فروپاشی عمومی حکمرانی خوب نیز نقش بزرگی در این تظاهرات داشتند. به ویژه، می توان گفت این تظاهرات میراث نوری المالکی، نخست وزیر عراق در سال های 2006 تا 2014، است که در سال آخر دولت خود سقوط نیروهای مسلح عراق و سلطه داعشی ها بر شمال و غرب کشور و رسیدن آنها به حومه بغداد را شاهد بود.

اما اعتراضات کنونی عراق خیلی گسترده تر از موارد مشابه در سال های گذشته است. میدان تحریر در بغداد با درخواست ها برای اصلاح قانون اساسی، استعفای دولت و روی کار آمدن دولت رستگاری که مقامات فاسد و دیگران را تحت تعقیب قرار دهد و کشور را برای انتخابات پارلمانی جدید آماده سازد، به لرزه درآمد. معترضان حتی انحلال کمیسیون مستقل انتخاباتی عراق و تشکیل کمیسیون جدیدی را خواستار شده اند که توانایی بازنگری در قوانین انتخاباتی را داشته باشد. آنها همچنین به دنبال قانون جدیدی برای احزاب سیاسی هستند که مانع از ایجاد اساسی فرقه ای شود.

بازگشت ملی گرایی

سال های طولانی حکومت مالکی و بعد از او حیدر العبادی و عادل عبد المهدی، یک فضای سیاسی مسموم فرقه ای ایجاد کردند که تقریبا به فروپاشی کامل همکاری فرا فرقه ای جوامع شیعه و سنی انجامید. آنچه که امروز در بغداد و استان های جنوبی با اکثریت جمعیت شیعه در جریان است، عصیان علیه سلطه احزاب و گروه های شبه نظامی بر عراق است. تظاهرات کنندگان بازگشت سیاست های ملی گرایانه ای هستند که ورای فرقه گرایی و تفرقه افکنی باشند. پیش از این تظاهرات و در میانه آنها یک سری مسائل اجتماعی و سیاسی در جریان بوده که قابل توجه است:

  • تغییر قابل توجه در گفتمان رهبری مذهبی شیعه. برای نمونه، آیت الله علی سیستانی، مرجع شیعیان عراق، طبقه سیاسی و سیاست ها و رفتارهای آنها را مورد انتقاد قرار داده و در واکنش به اعتراض ها، از اصلاحات عمیق در نظام سیاسی حمایت کرده است.
  • کاهش تدریجی نرخ مشارکت در انتخابات پارلمانی از 80 درصد در سال 2006 به حدود 45 درصد در سال 2018.
  • کاهش قابل توجه هویت فرقه ای و افزایش احساسات ملی گرایانه.
  • برخاستن یک جنبش جوان بدون رهبری که تصمیم گرفته بیعت خود را با طبقه شیعه حاکم و به طور کلی با طبقه سیاسی حاکم بشکند.
  • گسترش دامنه مطالبات اقتصادی و اجتماعی به مطالبات سیاسی.

آنچه در این دور از اعتراضات اهمیت زیادی دارد، عدم حضور آشکار سنی های عراق به عنوان جامعه ناراضی از سیاست های یک و نیم دهه گذشته است. اینکه اهل سنت تصمیم گرفته اند به عنوان سنی در تظاهرات شرکت نکنند و این فرصت را به سیاستمداران ندهند که کل جنبش اعتراضی را به عنوان اقدامی از سوی حزب بعث یا حامیان القاعده یا داعش در عراق زیر سوال ببرند، اهمیت زیادی دارد. اگر واقعا چنین مساله ای در ذهن اهل سنت بوده باشد، می توان گفت که آنها تظاهرات کنندگان را از پیامدهای منفی ارتباط با افراط گرایان و گروه های تروریستی نجات داده اند. به ویژه، سه استان با اکثریت جمعیت کرد در شمال عراق یعنی سلیمانیه، اربیل و داهوک شاهد هیچ گونه تظاهرات اعتراض آمیز نبودند. دولت اقلیم کردستان به نوبه خود از اعتراض ها حمایت، اما استعفای دولت عبدالمهدی و اصلاح قانون اساسی را رد کرد. با این حال، مردم این منطقه نیز همانند سایر مردم عراق از فساد گسترده، انحصار قدرت و سیاست های مشکوک شکایت دارند.

نیم نگاهی به آینده

آنچه امروز در عراق در حال وقوع است، تا چندی پیش غیرمنتظره می نمود. از حمله سال 2003 آمریکا به عراق تا کنون این اولین مرتبه است که جوانان عراقی به طور گسترده در اعتراض به شرایط غیرقابل تحمل در نظام سیاسی و اقتصادی موجود شرکت کرده اند. مساله دلگرم کننده این است که اگرچه میدان تحریر بغداد به آشوب کشیده شده، اما دلیلش حضور عراقی ها قارغ از فرقه و قوم و با خواسته اصلاح نظام فاسد سیاسی است. معترضان حقیقتا هویت و دستورالعملی ملی گرایانه دارند. با توجه به اینکه معترضان به رغم واکنش های شدیدالحن نیروهای امنیتی هنوز در خیابان ها هستند، می توان گفت که اتفاقات در عراق موردی جدید در منطقه ای حساس است.

در سطح داخلی، به نظر می رسد روح هویت ملی عراقی احیا شده که فراتر از همه هویت های فرقه ای و محلی است. می توان انتظار داشت که از میان معترضان رهبری جوان ظهور و دولت عراق را به اتخاذ رویکردی منطقی تر کند و تصویب یک قانون اساسی جدید در جریان همه پرسی را خواستار شود؛ یک منشور ملی که احزاب مبتنی بر پایگاه های قومی، فرقه ای، مذهبی را رد کند و شهروندی و مسئولیت برابر را به همراه داشته باشد.

در سطح منطقه ای، لبنان نیز به صحنه تظاهرات مشابهی تبدیل شده و احتمال بروز ناآرامی های مشابه در یمن پس از آرام شدن اوضاع و توافق گروه های مختلف در این کشور به مصالحه، وجود دارد. این تظاهرات همچنین می توانند به آغاز تهدیدی علیه نفوذ و فعالیت منطقه ای ایران تبدیل شوند.

در سطح بین المللی، یک عراق قدرتمندتر و کاهش نفوذ ایران در منطقه به معنای نیاز کمتر به اتحاد با ایالات متحده یا سایر قدرت ها خواهد بود و این مساله خطر درگیری در منطقه عربی را کاهش می دهد. اگرچه ایالات متحده دلایل خود را برای امتناع از درگیری در منطقه خلیج فارس و منطقه عربی دارد، اما احتمال آغاز رقابتی جدید بین واشنگتن، مسکو، پکن، دهلی نو و دیگران وجود دارد. اگر جهان عرب نهایتا بتواند به درگیری ها و بی ثباتی های داخلی پایان دهد، آنگاه برای ماموریتی معنادار در نوسازی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی فرصت خواهد یافت.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 + هجده =

دکمه بازگشت به بالا