چرا اهرم فشار هستهای تهران همچنان دستنخورده ماند؟
با وجود خسارات سنگین نظامی و زیرساختی ناشی از عملیات «خشم حماسی» در اوایل سال ۲۰۲۶ و ترور برخی مقامات ارشد، توانمندی هستهای ایران به عنوان اهرم اصلی چانهزنی راهبردی تهران دستنخورده باقی مانده است.

میدل ایست نیوز: اگرچه تفاهمنامه ۱۷ ژوئن گامی کلیدی برای مهار خطرناکترین رویارویی واشنگتن و تهران بود، اما بدگمانیها و نبود اعتماد میان دو طرف و کارشکنیهای اسرائیل و زبانه کشیدن آتش جنگ در لبنان، این دستاورد دیپلماتیک را در آستانه فروپاشی قرار داد به گونهای که امکان دارد اگر توافقی جامع میان طرفهای درگیر صورت نگیرد، آنها را به سمت نبردی فرسایشی و بدون برنده سوق دهد.
به گزارش «مرکز عربی واشنگتن» به نقل از میرو، پس از پاسخهای موشکی و پهپادی ایران به کشورهای منطقه و ایجاد اختلال در تنگه هرمز، آتشبسی شکننده با میانجیگری قطر و پاکستان برقرار شد که به امضای «یادداشت تفاهم اسلامآباد» در ۱۷ ژوئن انجامید و این تفاهمنامه هرچند مخاصمات را تا حدودی متوقف کرد اما تصمیمگیری درباره مسائل کلیدی مانند حفظ بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد و حق غنیسازی بومی را به مذاکرات آتی واشنگتن و تهران موکول کرد.
بقاء اهرم هستهای ایران در برابر کارزار نظامی و چالش دیپلماسی
نفوذ و اهرم هستهای ایران زیر بار عملیات موسوم به «خشم حماسی» فرو نریخت و این کارزار نظامی علیه ایران در اوایل سال ۲۰۲۶ با وجود دستیابی به بسیاری از اهداف اعلام شده خود، در تحقق مهمترین هدف خود یعنی از بین بردن توانایی تهران برای اعمال فشار راهبردی از طریق برنامه هستهای، ناموفق بود.
مرحله نخست این عملیات خسارات شدیدی به زیرساختهای نظامی و هستهای ایران وارد آورد و ارشدترین ردههای رهبری سیاسی آن را از میان برداشت. این در حالی بود که رئیس جمهور ترامپ انتظار تسلیم کامل ایران را داشت اما تهران بمبارانهای گسترده را هضم نمود و با پاسخ ناهمگون، موشکها و پهپادهای خود را به سوی کشورهای شورای همکاری شلیک کرد و حرکت کشتیرانی در تنگه هرمز را مختل ساخت.
این منازعه نه با تسلیم، بلکه با یادداشت تفاهم اسلامآباد خاتمه یافت که به عنوان یک آتش بس شکننده، اختلافات اصلی را حل نشده رها کرد.
حال پرسش کلیدی این است که آیا اهرم هستهای ایران پس از بقا در برابر حمله مستقیم نظامی، از طریق دیپلماسی قابل برچیده شدن است؟ تهران بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا را حفظ کرده، بر حق خود برای غنیسازی داخلی تأکید دارد و برنامه هستهای را نماد حاکمیت ملی میداند.
این یادداشت تفاهم تخاصم ها را تا حدودی متوقف کرد اما جزئیات فنی توافق را به مذاکرات بعدی موکل کرد. در این چارچوب، اهرم هستهای ایران دقیقاً به این دلیل دستنخورده باقی مانده است که جنگ با وجود ویرانی زیرساختها، دانش، مواد و اراده سیاسیِ پشتیبان این برنامه را از بین نبرده است.
وقتی رئیس جمهور دونالد ترامپ با مشارکت نزدیک بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ به ایران حمله کرد، انتظار تسلیم کامل جمهوری اسلامی را داشت.
اگرچه فاز نخست این کارزار آسیبهای سنگینی به زیرساختهای نظامی و هستهای ایران زد و ارشدترین مقامات سیاسی را هدف قرار داد، تهران از عقبنشینی و هرگونه تسلیم شدن امتناع کرد.
این کشور در عوض، با تاب آوری و هضم حملات هوایی دو قدرت دارنده سلاح هستهای، اهداف ارزشمندتری مانند پایگاههای امریکا، تأسیسات انرژی و حتی حوالی تأسیسات هستهای دیمونای اسرائیل را هدف قرار داد.
آتشبس با میانجیگری قطر و پاکستان از ۸ آوریل ۲۰۲۶ اجرا شد و تا زمان امضای یادداشت تفاهم اسلامآباد در ۱۷ ژوئن بین ایران و امریکا، شکننده باقی ماند.
یادداشت تفاهم از نظر سیاسی به نفع تهران است
در این تفاهم نامه در زمینه پایان دادن به مخاصمات در همه جبههها (از جمله لبنان) تصریح شده بود و طرفین را به احترام به تمامیت ارضی، حاکمیت ملی و عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر متعهد میسازد و با توجه به اینکه ایران توانایی یا مجاورت جغرافیایی برای تهدید مستقیم تمامیت ارضی امریکا را ندارد، این تعهدات عملاً محدودیت بیشتری را بر رفتار آتی واشنگتن و نه تهران، اعمال میکند.

غنیسازی؛ نماد حاکمیت ملی
تفاهمنامه اسلامآباد تعهد دیرینه ایران بر عدم پیگیری سلاح هستهای را تکرار کرده و جزئیات فنی شامل آینده غنیسازی اورانیوم و تعیین تکلیف بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد مدفون در خاک ایران را به مذاکرات آتی واشنگتن و تهران واگذار کرده است. این در حالی است که ایران بر اساس ماده ۴ معاهده NPT غنیسازی را حق مسلم خود میدانداما دولتهای مختلف امریکا همواره این تفسیر را رد کردهاند.
این در حالی بود که برنامه جامع اقدام مشترک یا همان برجام که متعاقباً طی قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل به تصویب رسید، در عمل برنامه غنیسازی محدود ایران را تحت یک نظام نظارتی سختگیرانه به رسمیت شناخت. با وجود این، این توافقنامه عمر کوتاهی داشت زیرا با خروج دولت اول ترامپ در سال ۲۰۱۸، تنش و مناقشهای که پیشتر از طریق دیپلماسی چندجانبه حلوفصل شده بود، بار دیگر شعلهور شد.
با توجه به تحمل دههها تحریم و دو جنگ در کمتر از یک سال، بعید است تهران اصل غنیسازی را رها کند. از نگاه ایران، غنیسازی فراتر از یک مسئله فنی، به نماد حاکمیت ملی و دستاورد علمی بدل شده است. همانطور که سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در ژوئیه ۲۰۲۵ تأکید کرد ایران از غنیسازی بومی دست نخواهد کشید چرا که آنرا دستاورد دانشمندان خود و بسیار عزیز و محترم می شمارد.
برای کاهش نگرانیهای بینالمللی، تهران اصولاً میتواند در چارچوب یک توافق نهایی با واشنگتن، با تعلیق یا محدودسازی موقت غنیسازی موافقت کند. این سازوکار میتواند به اقدامات نظارتی و راستیآزمایی سختگیرانهای مشابه آنچه در برجام اجرا شد منوط شود به این شرط که چنین امتیازدهیهایی با رفع ملموس تحریمها و ارائه تضمینهای امنیتی معتبر همراه باشد.
ذخیره اورانیوم غنیشده؛ کارت بازی در مذاکرات
دولت ترامپ خواهان نابودی یا خروج این ۴۰۰ کیلوگرم ذخیره است، اما ایران ترجیح میدهد آن را رقیقسازی کند تا ضمن کاهش ریسک اشاعه، مواد در داخل کشور باقی بماند و امکان غنیسازی مجدد در صورت نقض عهد امریکا حفظ شود.
خروج این ذخایر از کشور ایران، تهران را از یکی از مهمترین اهرمهای فشار هستهای خود محروم میسازد و افکار عمومی داخلی نیز آن را به عنوان تسلیم در برابر امریکا تلقی خواهد کرد.
اجرای تفاهمنامه میان ایران و امریکا با موانع سیاسی جدی روبرو است به طوریکه در داخل امریکا، منتقدانی چون سناتور کریس مورفی آن را «تسلیم شدن» نامیدهاند و معتقدند واشنگتن امتیازهای زیادی به تهران داده است.
در سطح منطقهای نیز اسرائیل نسبت به روند دیپلماتیک تردید دارد و ارزیابیهای اطلاعاتی امریکا حاکی از تلاش تل آویو برای تخریب و کارشکنی در این تفاهم نامه است ضمن آنکه ادامه عملیات نظامی اسرائیل در لبنان نیز تعهد به پایان درگیریها را در آستانه فروپاشی قرار داده است.
تفاهمنامه ۱۷ ژوئن گام مهمی در مهار خطرناکترین رویارویی واشنگتن و تهران طی دهههای اخیر بود، اما به معنای یک توافق جامع نیست.
اگر طرفین بتوانند این تفاهم را به یک توافق هستهای گستردهتر تبدیل کنند، شالوده نظم منطقهای باثباتتری ریخته خواهد شد و در غیر این صورت، از این سند نه به عنوان آغاز صلح، بلکه به عنوان وقفهای کوتاه در نبردی بدون برنده قطعی یاد خواهد شد.



