تداوم بنبست سیاسی میان حزب دموکرات و اتحادیه میهنی کردستان عراق
در سایه تداوم بنبست سیاسی میان حزب دموکرات و اتحادیه میهنی کردستان و فقدان نهادهای یکپارچهی حاکمیتی، اقلیم کردستان عراق با موجی بیسابقه از فشارهای هماهنگ داخلی، منطقهای و بینالمللی برای محدودسازی اختیارات خود روبهرو شده است؛ وضعیتی که به باور ناظران، موجودیت سیاسی و دستاوردهای چند دههی گذشتۀ این منطقه را در لبه پرتگاه قرار داده است.

میدل ایست نیوز: تحولات اخیر در اقلیم کردستان عراق و ناکامی احزاب حاکم در تشکیل کابینهی جدید، چشمانداز سیاسی، امنیتی و اقتصادی این منطقه را در هالهای از ابهام و نگرانیِ عمیق فرو برده است. در همین راستا، «سرتیپ جوهر»، روزنامهنگار و تحلیلگر شناختهشده کُرد، در یادداشت تازهای که در صفحه شخصی خود منتشر کرده، با نگاهی آسیبشناسانه به کالبدشکافی این بحرانِ درهمتنیده پرداخته است.
به گزارش کردپرس، وی در این مقالهی تحلیلی، با عبور از تعارفات رایجِ حزبی، چهار عامل کلیدی «بینالمللی، منطقهای، عراقی (بغداد) و داخلی» را به عنوان کانونهای اصلیِ تضعیفِ ساختار اقلیم مورد واکاوی قرار میدهد. به باور این روزنامهنگار، پایانِ صبر استراتژیک ایالات متحده امریکا و هشدارهای صریح نهادهای بینالمللی از یک سو، و خیزش مجدد بغداد برای تمرکزگرایی و در دست گرفتنِ شریانهای اقتصادی و نظامی (از جمله نیروهای پیشمرگه و گذرگاههای مرزی) از سوی دیگر، زنگ خطری جدی برای اربیل است.
آنچه در ادامه میخوانید، برگردانِ کاملِ یادداشت هشداردهندهی سرتیپ جوهر است:
- اگر حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان در این دوره به توافق نرسند، تمام احتمالات باز خواهد بود.
- درباره نیروهای پیشمرگه با نیروهای ائتلاف تماس گرفته شده است، اما پاسخ آنها رضایتبخش نبوده است.
- اتحادیه میهنی کردستان خواهان نیمی از پستهای دولتی، از جمله پستهای عالی است، اما حزب دموکرات کردستان این درخواست را رد کرده است.
- تمایلی شوونیستی در بغداد برای محدود کردن اقلیم کردستان وجود دارد.
- عوامل بینالمللی و منطقهای برای محدود کردن اقلیم کردستان همسو شدهاند.
- ایالات متحده امریکا ۱۰ سال است که برای مقامات اقلیم کردستان برنامهریزی کرده و پول میدهد، اما هنوز نیروهای کرد یکپارچه نشدهاند.
- ایالات متحده، عراقی نیمهمتمرکز میخواهد و از سردردهای ناشی از مسائل کردستان و لجاجت کردها خسته شده است.
- ایران پس از پایان جنگ با امریکا، واکنش نشان خواهد داد و از اقلیم کردستان انتقام خواهد گرفت.
سرتیپ جوهر
وضعیت اقلیم کردستان در حال ورود به مرحلهای بسیار دشوار است. اگرچه امیدی وجود داشت که حداقل حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان تشکیل جلسه دهند، اما در دو روز گذشته این سوسوی امید نیز از بین رفته است. اتحادیه میهنی کردستان سقف خواستههای خود را بالا برده و خواستار توزیع پستها بهطور مساوی (پنجاهپنجاه)، شامل پستهای عالی است و حزب دموکرات کردستان نیز حاضر به مذاکره نیست. به زودی احتمال برگزاری نشست وجود ندارد و جنگ رسانهای طی دو روز گذشته آغاز شده است. اگر حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان نتوانند تا دو ماه آینده تشکیل جلسه دهند و در مورد کابینه جدید به توافق برسند، وضعیت نامطلوبی در اقلیم کردستان حاکم خواهد شد و همه احتمالات باز است، هنوز مشخص نیست چه اتفاقی خواهد افتاد. از سوی دیگر، تمایل شوونیستی مذهبی و قومیتی در بغداد برای محدود کردن نیروهای پیشمرگه، گذرگاههای مرزی و نفت اقلیم کردستان وجود دارد. در رابطه با نیروهای پیشمرگه که تاکنون یکپارچه نشدهاند، طرحی از سوی بغداد وجود دارد که این نیروها را به وزارت دفاع عراق وابسته کند. در این رابطه اقلیم کردستان با نیروهای ائتلاف و امریکا برای جلوگیری از این طرح تماس گرفته است، اما پاسخ مبهمی به آنها داده شده است که خطر را افزایش داده است. نیروهای پیشمرگه یک مسئله استراتژیک برای مردم کردستان است، متأسفانه ۳۵ سال است که یک نیروی حزبی بوده و نتوانستهاند به یک نیروی یکپارچه و سازمانیافته تبدیل شوند، ادامه این وضعیت بهانهای مناسب برای بغداد و امریکاست تا برای ساماندهی نیروهای عراقی آنها را به بغداد وابسته کنند. گذرگاههای مرزی نیز در حال دستاندازی هستند. از یک سو میخواهند سیستم آسیکودا را به طور کامل در گذرگاههای اقلیم کردستان پیادهسازی کنند و در عین حال خط نصیبین تلکوچر یا ربیعه برای تجارت بین عراق و ترکیه از طریق خاک سوریه فعال شود که تأثیر مستقیمی بر گذرگاه ابراهیم خلیل دارد و آن را خشک میکند. گذرگاهی که ۳۵ سال است سؤالاتی در مورد درآمد آن مطرح میشود. مسئله نفت یکی دیگر از مسائلی است که احتمالاً به آن دست خواهند زد، بهویژه میادین نفتی واقع در مناطق مورد مناقشه، ممکن است تلاش کنند آنها را از دست اقلیم کردستان خارج کنند، اما مشخص نیست که چگونه فشار وارد خواهد شد.
عوامل تضعیف اقلیم کردستان
اقلیم کردستان وارد وضعیت بد و خطرناکی میشود که تأثیر مستقیمی بر موجودیت آن خواهد داشت. خطرات موجود ناشی از حکمرانی ضعیف، گوش ندادن به دوستان و چنگ زدن به منافع حزبی است. بهطور مشخص پس از همهپرسی سال ۲۰۱۷، رویکرد جامعه بینالمللی نسبت به حکمرانی اقلیم کردستان تغییر کرده است. چندین بار بهطور مستقیم و غیرمستقیم به رهبری و تصمیمگیرندگان اقلیم کردستان هشدار داده شده است. جنین هنیس-پلاسخارت فرستاده ویژه سازمان ملل متحد در عراق در سال ۲۰۲۱ به وضوح در برابر چشمان تمامی رهبران کُرد توضیح داد و به طور خلاصه گفت: مراقب باشید، اگر خود را سازماندهی نکنید و تغییر ندهید، اقلیم کردستان به این شکل باقی نخواهد ماند! اما به جای اصلاح اشتباهات و اصلاح و بهبود حکمرانی فلجشده اقلیم کردستان، وضعیت بدتر شد. نشانههای این وضعیت بد در حال ظاهر شدن است، زمینه و عوامل تضعیف اقلیم کردستان بسیار بیشتر از گذشته شده است، میتوانیم بگوییم که عوامل و انگیزههای بینالمللی، منطقهای و داخلی همسو شدهاند و ممکن است این روند را تسریع کنند که میتوان آن را به این شکل توضیح داد:
اول: عامل بینالمللی
پس از گذشت بیش از ۳۵ سال تاکنون این اقلیم به درستی تأسیس نشده و یک نیروی نظامی و امنیتی یکپارچه ندارد. بیش از ۱۰ سال است (۲۰۱۶) که امریکا هم طرح و نقشهراه ارائه داده و هم هر ماه به طور رسمی دهها میلیون دلار کمک و حقوق به وزارت پیشمرگه میدهد تا یک نیروی نظامی یکپارچه ایجاد کنند، متأسفانه تاکنون هیچ کاری انجام نشده است. از سال ۲۰۱۵، پارلمان اقلیم کردستان نیمهتعطیل است و هیچ نقشی در تصمیمگیری ندارد، اکنون نیز کل این حکمرانی خارج از چارچوب قانونی است و هیچ تعریفی ندارد. دولت کنونی امریکا دیدگاه متفاوتی نسبت به منافع کشور خود دارد، سؤال مهم برای آنها این است که با چه منطقی از اقلیمی حمایت کنند که دهها سال است تلاش میکنند آن را سازماندهی و بهبود بخشند تا با منافع آنها همسو شود! اما اگر یک اقلیم یا یک رژیم برای آنها سودی نداشته باشد چرا از آن حمایت کرده و از آن محافظت کنند؟! علاوه بر این، دولت ترامپ پنهان نمیکند که آنها از دولت مرکزی و حکمرانی مطیع حمایت میکنند، همانطور که احمد شرعی را از شبکه تروریسم به قدرت رساندند و اکنون هر کاری بخواهند با او میکنند! بنابراین آنها از یک بغداد قدرتمند و نیمهمتمرکز حمایت میکنند، بسیار دشوار است که دیگر حوصله سردرد اقلیم کردستان و لجاجت رهبران آن را داشته باشند. اظهارات تام باراک به وضوح این واقعیت را روشن میکند تا هرکس که بخواهد بهتر آن را درک کند.
عوامل و تمایلات منطقهای:
با وجود اظهارات و احتیاط مقامات اقلیم کردستان، آنها بر این باورند که این اقلیم منشأ خطری برای ایران بوده است. اما به نظر میرسد ایران در واکنش به اقلیم کردستان قرار گرفته است. بعید نیست که به طور مستقیم و غیرمستقیم به ویژه از طریق بغداد به اقلیم کردستان فشار بیاورد. پس از پایان جنگ با آمریکا، فشارها بیشتر و نمایانتر خواهد شد.
عامل بغداد:
نسل جدیدی در پارلمان و دولت در بغداد روی کار آمدهاند، آنها نمیخواهند با امریکا درگیری داشته باشند، حداقل میخواهند [اینطور باشد]. آنها در حال تطبیق خود با نیازهای این مرحله هستند. در چند روز گذشته، تعدادی از آن گروههای مسلح که قبلاً به عنوان ضدامریکایی شناخته میشدند، سلاحهای خود را به دولت تحویل دادند، که در چارچوب سیاست امریکا برای بازگرداندن نوعی تمرکز و مرکزیت به بغداد است. قطعاً در پناه این درک جدید، یک تمایل شوونیستی علیه اقلیم کردستان برای محدود کردن اختیارات آن وجود دارد، بهویژه دستاندازی به نیروی پیشمرگه و قصد ادغام آن با ارتش عراق و همچنین برخی مسائل دیگر مرتبط با اختیارات اقلیم کردستان به عنوان یک اقلیم فدرال.
عامل داخلی:
عامل داخلی خطرناکترین عامل تضعیف و محدود کردن موجودیت اقلیم کردستان است. وضعیت بد داخلی اقلیم کردستان دلیل ایجاد تمامی عوامل دیگر است. نبود یک اقلیم یکپارچه، یک نیروی پیشمرگه یکپارچه، یک پارلمان کارآمد، یک دولت مشروع و غیره، زمینه را برای مداخله و تحمیل هر شرطی بر اقلیم کردستان فراهم کرده است. چه از سوی بغداد باشد و چه از سوی ایران و امریکا. هیچ فرصتی برای فرار و پنهان شدن از این واقعیتها باقی نمانده و دیگر زمانی در دسترس نیست. خلاصه؛ آنچه امروز میبینیم، قابل پیشبینی بود. مقامات اقلیم کردستان خیلی بهتر میدانند، زیرا علاوه بر اینکه منطق سیاسی و حکومتی اجازه نمیدهد اقلیم کردستان به این شکل ادامه یابد، نیروهای ائتلاف، اروپا و امریکا نیز مستقیماً به مقامات اقلیم کردستان درباره اصلاح حکمرانی، بهبود زندگی مردم و انطباق با وضعیت منطقهای و بینالمللی هشدار دادهاند. بنابراین اگر برای ما یک پیشبینی باشد، برای مقامات اقلیم کردستان یک پیشبینی نیست، زیرا به طور کتبی و مستقیم این واقعیتها به آنها گفته شده است.



