کیشومات واشنگتن در جنگ با ایران/ تسلط تهران بر تنگه هرمز بُرندهتر از برنامه هستهای عمل کرد
«روبرت کاگان» نظریهپرداز برجسته امریکایی در تحلیلی تاکید کرد: امریکا جنگ استراتژیک با ایران را باخته و دچار شکستی تاریخی شده است که بر خلاف شکستهای پیشین در ویتنام یا افغانستان، بازگشتپذیر نیست و با فروپاشی سلطه واشنگتن بر شریانهای انرژی جهان، نظم بینالمللی را به سود تهران، چین و روسیه بازنویسی خواهد کرد.

میدل ایست نیوز: روبرت کاگان، یکی از نظریهپردازان نومحافظهکار امریکایی و از نویسندگان مجله «آتلانتیک» و پژوهشگر ارشد در اندیشکده بروکینگز همانند جان مرشایمر و بسیاری از کارشناسان امریکایی با گرایشهای مختلف سیاسی و فکری، بر این باور است که ترامپ به بنبست رسیده است و امریکا در جنگ علیه ایران بازنده خواهد بود.
به گزارش الاخبار، روبرت کاگان با یادآوری جنگها و شکستهای سنگین امریکا در ویتنام و افغانستان تصریح کرد: شکست امریکا در رویارویی کنونی با ایران، ماهیتی کاملاً متفاوت و غیر قابل ترمیم دارد.
وی با انتشار مقالهای در مجله آتلانتیک تصریح کرد: به ندرت میتوان زمانی را به یاد آورد که ایالات متحده در درگیری و جنگی چنان شکست سختی خورده باشد که خسارت استراتژیک آن غیرقابل جبران یا چشمپوشی باشد.
تفاوت جنگ ایران با سایر جنگهای امریکا
شکستهای سنگین امریکا در پرل هاربر، فیلیپین و سراسر اقیانوس آرام غربی در ماههای نخست جنگ جهانی دوم تدارک و جبران شد و شکست در ویتنام و افغانستان نیز هرچند پرهزینه بود، اما به جایگاه جهانی امریکا آسیب دائمی نزد، زیرا خارج از میدانهای اصلی رقابت جهانی رخ داد و حتی ناکامی اولیه در عراق نیز با تغییر استراتژی تعدیل شد و برتری امریکا در منطقه حفظ گردید.
وی تاکید کرد: اما شکست در رویارویی کنونی با ایران، ماهیتی کاملاً متفاوت دارد به طوری که نه قابل ترمیم است و نه میتوان نادیدهاش گرفت و هیچ بازگشتی به وضعیت پیشین در کار نخواهد بود و هیچ پیروزی نهایی برای امریکا وجود ندارد که بتواند آسیبهای وارده را جبران کند یا از آن فراتر رود.
نویسنده خاطرنشان میکند: تنگه هرمز دیگر هرگز مانند گذشته باز نخواهد بود و با تسلط ایران بر این آبراه حیاتی، این کشور به عنوان یک بازیگر کلیدی در منطقه و جهان قد علم خواهد کرد و همزمان نقش چین و روسیه به عنوان متحدان ایران تقویت خواهد شد و جایگاه ایالات متحده به شدت افول میکند.
وی تاکید میکند که این نبرد به جای نمایش قدرت امریکا، کشوری غیرقابل اعتماد و عاجز از به سرانجام رساندن کارهای نیمهتمام را به تصویر کشید و موجی از تغییر رفتار را در میان دوستان و دشمنان جهان در پی خواهد داشت.
نویسنده با اشاره به بن بست های پیش روی واشنگتن تاکید کرد: رئیسجمهور ترامپ مدام از این سخن میگوید که چه کسی زمام امور را در دست دارد، اما مشخص نیست خودش برگ برندهای برای بازی داشته باشد. امریکا و اسرائیل به مدت ۳۷ روز حملات ویرانگری را علیه ایران انجام دادند که به ترور بخش عمدهای از رهبران و تخریب بخش بزرگی از ارتش آن منجر شد، اما نتوانستند نظام را ساقط کنند یا امتیازی بگیرند و اکنون دولت ترامپ امیدوار است محاصره بنادر ایران کاری را پیش ببرد که قدرت نظامی از انجامش عاجز بود.
اما نکته در اینجاست که با توجه به سوابق حکومت ایران، این نظام آماده است تا سختترین شرایط اقتصادی را بر مردم خود فرض کند و با فشار اقتصادی تسلیم نخواهد شد.
پاتک تهران و عقبنشینی ترامپ
این نظریه پرداز امریکایی با اشاره به تحولات جنگ 40 روزه تصریح کرد: حسابگریهای ریسکی که یک ماه پیش ترامپ را مجبور به عقبنشینی کرد، همچنان پابرجا است. ترامپ حملات را نه از روی بیحوصلگی، بلکه به این دلیل متوقف کرد که ایران تاسیسات حیاتی نفت و گاز منطقه را هدف قرار داد.
نقطه عطف این درگیری در ۱۸ مارس رخ داد و درست زمانی که اسرائیل میدان گازی پارس جنوبی ایران را بمباران کرد، ایران نیز در پاسخی متقابل، به شهر صنعتی «رأس لفان» قطر به عنوان بزرگترین پایانه صادرات گاز طبیعی جهان حمله برد و آسیبی وارد کرد که جبران آن سالها زمان میبرد.
ترامپ بلافاصله آتشبس اعلام کرد، بدون اینکه ایران امتیازی داده باشد. واقعیت این است که حتی چند ضربه موفق دیگر از سوی ایران میتواند زیرساختهای انرژی منطقه را برای سالها یا دههها فلج کند و جهان را وارد یک بحران اقتصادی طولانیمدت نماید.
وی تاکید میکند با نفت ۱۵۰ یا ۲۰۰ دلاری و تورم سرسامآور، ترامپ زمان زیادی برای انتظار ندارد و گزارشها نشان میدهد او از دستگاههای اطلاعاتی خواسته است تا عواقب اعلام پیروزی صوری و عقبنشینی را ارزیابی کنند.
تنگه هرمز؛ اهرم جدید ایران برای تسلیم واشنگتن و انزوای اسرائیل
نویسنده در بخش دیگری از این مقاله به موضوع تنگه هرمز اشاره می کند و میافزاید: به نظرمیرسد ایران کنترل تنگه هرمز را حفظ خواهد کرد و تصور اینکه پس از بحران، تنگه مانند گذشته بازگشایی شود، بیاساس است. ایران کنترل بر این شریان را رها نخواهد کرد. این توانایی کنترل و کند کردن حرکت کشتیها، حتی از برنامه هستهای ایران نیز سریعتر و برندهتر عمل میکند و تهران را قادر میسازد تا کشورها را به رفع تحریمها و عادیسازی روابط مجبور کند.
در این میان، اسرائیل خود را منزویتر از همیشه خواهد یافت؛ آن هم در شرایطی که ایران ثروتمندتر و مسلحتر میشود و توانایی باجخواهی از بازار انرژی جهان را دارد و حتی چه بسا که اسرائیل دیگر قادر نخواهد بود نیروهای نیابتی ایران را در لبنان یا غزه تعقیب کند، چرا که تحت فشارهای سنگین بینالمللی برای عدم تحریک تهران قرار خواهد گرفت.
روند شتاب گیری دوران پسا امریکا
نویسنده به نظم جهانی احتمالی بعد از جنگ اشاره و تاکید میکند: این وضعیت موازنه قدرت را در سطح منطقهای و جهانی دگرگون خواهد کرد و همانطور که «ریول جرشت» و «رای تکیه»، دو پژوهشگر مسائل ایران، اخیراً نوشتهاند: اقتصاد کشورهای عربی حوزه خلیج در سایه چتر حمایتی سلطه امریکا شکل گرفته است و اگر این سلطه و به دنبال آن، آزادی کشتیرانی از بین برود، این کشورها ناگزیر خواهند شد دست به دامن تهران شوند.
در سطح جهانی نیز، همه کشورها دیدند که چگونه چند هفته جنگ با یک قدرت درجه دوم، ذخایر تسلیحاتی امریکا را به سطحی خطرناک کاهش داد. این ضعف آشکار ممکن است «شی جین پینگ» را به حمله به تایوان یا «ولادیمیر پوتین» را به تشدید تجاوز در اروپا ترغیب کند.
اما دستکم، متحدان امریکا در شرق آسیا و اروپا ناگزیرند درباره توان تابآوری و ایستادگی امریکا در درگیریهای آینده دچار تردید شوند. ضمن آنکه روند همسوشدن جهان با «دوران پس از امریکا» در حال شتاب گرفتن است و جایگاه برتر و سلطهگر گذشته این کشور در منطقه خلیج، تنها یکی از چندین و چند دستاورد است که از دست خواهد رفت.



