حمله ترامپ به ونزوئلا یادآور خودبینی امریکا که منجربه تهاجم فاجعهبار به عراق شد
نیویورک تایمز نوشت: ربودن و دستگیری رئیسجمهور ونزوئلا در چارچوب آنچه ترامپ «یک عملیات گسترده» نامید، پیامدهایی غیرقابلکنترل بههمراه خواهد داشت، این اقدام، الگویی خطرناک برای اقتدارگرایان در چین، روسیه و دیگر کشورها فراهم میکند و یادآور همان خودبینیای است که به تهاجم فاجعهبار آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ انجامید.

میدل ایست نیوز: نیویورک تایمز در مقالهای نوشت: اقدام نظامی دونالد ترامپ علیه ونزوئلا، نهتنها فاقد هرگونه مشروعیت قانونی و بینالمللی است، بلکه نمونهای آشکار از یک ماجراجویی خطرناک است که میتواند رنج مردم ونزوئلا، بیثباتی منطقه و آسیب به منافع بلندمدت امریکا را تشدید کند. تجربههای تاریخی نشان میدهد چنین تصمیمهایی، حتی با بدترین حکومتها، اغلب به فاجعهای بزرگتر ختم شدهاند.
حمله ترامپ به ونزوئلا؛ اقدامی غیرقانونی و نابخردانه
به گزارش نیویورک تایمز، در طول ماههای گذشته، ترامپ یک نیروی نظامی تحمیلگر در حوزه کارائیب مستقر کرده بود تا ونزوئلا را بهطور آشکار تهدید کند. تا به امروز، رئیسجمهوری امریکا از این نیرو ـ که شامل یک ناو هواپیمابر، حداقل هفت کشتی جنگی دیگر، دهها هواپیما و حدود ۱۵ هزار نظامی آمریکایی بود ـ برای حملات غیرقانونی به قایقهای کوچکی استفاده کرده که مدعی بوده حامل مواد مخدر هستند.
روز شنبه، ترامپ با دستگیری رئیسجمهور نیکلاس مادورو، در چارچوب آنچه خود «یک عملیات گسترده» نامید، این مداخله نظامی را وارد فاز تهاجمی و بیسابقهای کرد؛ اقدامی که میتواند پیامدهایی غیرقابلکنترل بههمراه داشته باشد.
معدود کسانی به مادورو ترحم خواهند کرد. او غیردموکراتیک و سرکوبگر و در سالهای اخیر به بیثباتی نیمکره غربی دامن زده بود. سازمان ملل اخیراً گزارشی منتشر کرد که جزئیات بیش از یک دهه کشتار، شکنجه، خشونت جنسی و بازداشتهای خودسرانه عوامل او علیه مخالفان سیاسی را تشریح میکند. او انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ ونزوئلا را دزدید و با تحریک خروج نزدیک به هشت میلیون مهاجر، بیثباتی اقتصادی و سیاسی را در سراسر منطقه تشدید کرد.
اما تمام این واقعیتها، توجیهی برای اقدام نظامی یکجانبه و بیمحابای دولت ترامپ نیست.
درس تاریخ: سرنگونی رژیمها میتواند اوضاع را بدتر کند
اگر یک درس کلیدی از سیاست خارجی آمریکا در قرن گذشته وجود داشته باشد، این است که تلاش برای سرنگونی حتی منفورترین رژیمها، اغلب اوضاع را وخیمتر کرده است. ایالات متحده ۲۰ سال در افغانستان جنگید و در نهایت نتوانست دولتی باثبات ایجاد کند. در لیبی، یک دیکتاتوری با کشوری ازهمگسیخته جایگزین شد و پیامدهای جنگ ۲۰۰۳ عراق همچنان آمریکا و خاورمیانه را گرفتار کرده است.
شاید از همه مرتبطتر، سابقه مداخلات امریکا در امریکای لاتین باشد؛ جایی که تلاش برای تغییر حکومت از طریق زور، بارها کشورهایی مانند شیلی، کوبا، گواتمالا و نیکاراگوئه را بیثبات کرده است.
ترامپ تاکنون هیچ توضیح منسجم و قانعکنندهای برای اقداماتش در ونزوئلا ارائه نکرده است. او بدون دلایل موجه، ایالات متحده را به سوی یک بحران بینالمللی تازه سوق میدهد، هرچند خود خلاف آن را ادعا میکند.
در این میان، قانون اساسی آمریکا صراحت دارد که هر اقدام نظامی باید تحت نظارت و با تصویب کنگره انجام شود. بنابراین، اقدامات ترامپ بدون مجوز کنگره، نقض آشکار قوانین ایالات متحده است.
توجیهات واهی و احیای یک دکترین امپریالیستی
توجیه رسمی دولت برای این ماجراجویی نظامی، نابودی «تروریستهای مواد مخدر» عنوان شد. در طول تاریخ، دولتها بارها رهبران کشورهای رقیب را «تروریست» نامیدهاند تا تجاوز نظامی را در قالب عملیات پلیسی توجیه کنند. این ادعا در مورد ونزوئلا بهویژه مضحک است؛ چرا که این کشور تولیدکننده اصلی فنتانیل یا دیگر موادی که در اپیدمی اخیر اوردوز در امریکا نقش دارند نیست و کوکائین تولیدی آن عمدتاً به اروپا میرود.
تناقض زمانی آشکارتر میشود که بدانیم ترامپ همزمان «خوان اورلاندو هرناندز» رئیسجمهور پیشین هندوراس را عفو کرد؛ فردی که متهم بود در دوران قدرت، شبکهای گسترده از قاچاق مواد مخدر را اداره میکرد.
توضیح محتملتر برای حمله به ونزوئلا را باید در «استراتژی امنیت ملی» تازه منتشر شده ترامپ جستوجو کرد؛ سندی که عملاً ادعای حق سلطه بر آمریکای لاتین را مطرح میکند و از احیای دکترین مونرو برای بازگرداندن «برتری آمریکا در نیمکره غربی» سخن میگوید.
ونزوئلا ظاهراً نخستین قربانی این امپریالیسم متأخر شده است؛ رویکردی خطرناک و غیرقانونی که نه مشروعیت بینالمللی دارد و نه حتی از تأیید قانونی معتبر در داخل آمریکا برخوردار است. این اقدام، الگویی خطرناک برای اقتدارگرایان در چین، روسیه و دیگر کشورها فراهم میکند و یادآور همان خودبینیای است که به تهاجم فاجعهبار آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ انجامید.
نقض قوانین بینالمللی و اصول بشردوستانه
بهنظر میرسد ترامپ به این دلیل از ارائه طرح خود به کنگره خودداری کرده که میداند حتی بخشی از جمهوریخواهان نیز نسبت به مسیری که او در پیش گرفته بدبین هستند. در حال حاضر، سناتورهایی چون رند پال و لیسا مورکوفسکی و نمایندگانی مانند دان بیکن و توماس مسی، همگی جمهوریخواه، از طرحی حمایت کردهاند که اقدامات نظامی ترامپ علیه ونزوئلا را محدود میکند.
افزون بر نقض قوانین داخلی، ترامپ قوانین بینالمللی را نیز زیر پا گذاشته است. گزارشها نشان میدهد که با هدف قرار دادن قایقهای کوچک، افرادی صرفاً بر اساس ظنِ ارتکاب جرم ـ نه اثبات آن ـ کشته شدهاند، بیآنکه فرصتی برای دفاع از خود داشته باشند.
کنوانسیونهای ۱۹۴۹ ژنو و تمامی معاهدات مهم حقوق بشری پس از آن، چنین کشتارهای فراقضایی را ممنوع کردهاند؛ قوانینی که حتی در نظام حقوقی آمریکا نیز به رسمیت شناخته شدهاند.
بهبیان ساده، به نظر میرسد ترامپ افراد بیدفاع را کشته است.
استدلال واقعبینانه: این اقدام به سود امنیت ملی آمریکا نیست
فراتر از استدلالهای حقوقی، یک واقعیت راهبردی نیز وجود دارد: این اقدامات به نفع امنیت ملی امریکا نیستند. نزدیکترین قیاس تاریخی، تهاجم جورج اچ. دبلیو. بوش به پاناما ۳۶ سال پیش است؛ عملیاتی که به برکناری مانوئل نوریگا انجامید. اما ونزوئلا از جهات مهمی متفاوت است. این کشور بزرگتر، پیچیدهتر و از نظر اجتماعی و نظامی شکنندهتر است.
حتی با دستگیری مادورو، ژنرالهایی که ستون فقرات رژیم او بودهاند ناپدید نخواهند شد و بعید است قدرت را به «ماریا کورینا ماچادو» چهره مخالف و برنده جایزه صلح نوبل واگذار کنند. خطر هرجومرج در ونزوئلا بهمراتب بیشتر است.
جمعبندی: یک اقدام خطرناک و غیرقانونی
پرسش اصلی این است که ایالات متحده چگونه باید با بحران مزمن ونزوئلا برخورد کند؟ ما ناامیدی ونزوئلاییهایی را که برخی استدلالها را برای مداخله مطرح میکنند درک میکنیم، اما پاسخ سادهای وجود ندارد. جهان تاکنون باید آموخته باشد که تغییر رژیم از بیرون، اغلب پیامدهایی فاجعهبار دارد.
امید میرود بحران کنونی زودتر از آنچه انتظار میرود فروکش کند، اما بیم آن میرود که نتیجه نهایی ماجراجویی ترامپ، افزایش رنج مردم ونزوئلا، تشدید بیثباتی منطقه و وارد آمدن آسیبی پایدار به منافع آمریکا در جهان باشد. آنچه روشن است این است که جنگافروزی ترامپ، نقض آشکار قوانین آمریکا و نمونهای دیگر از تصمیمگیری پرهزینه و نابخردانه در سیاست خارجی این کشور است.



