سیاسی

ترازنامه جنگ های آمریکا علیه تروریسم در خاورمیانه

اگرچه القاعده و داعش تا اندازه زیادی توانایی خود در انجام حملات گسترده در ایالات متحده و اروپا با تلفات بالا را از دست داده اند، اما همچنان تهدیدی جدی برای منابع ایالات متحده در منطقه خاورمیانه و ساکنان منطقه به شمار می روند.

نویسنده: چارلز دابلیو. دان (عضو غیرمقیم مرکز عرب در واشنگتن دی. سی.)

میدل ایست نیوز: 18 سال از حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001 گذشته و ایالات متحده هنوز در چندین جبهه عمدتا در خاورمیانه و شمال آفریقا درگیر جنگ با تهدید تروریسم افراطی چندوجهی است. از آن زمان تا کنون جنگ علیه تروریسم همواره در صدر دستورکار سیاست خارجی ایالات متحده بوده و هر سه دولت روی کار آمده اگرچه تحت عنوان های متفاوت، اما استراتژی یکسان را در برابر این تهدید در پیش گرفتند. یک سری موفقیت های چشمگیر در این زمینه حاصل شد: القاعده از هم پاشید و داعش در هم شکست. هر دو گروه سرکرده های خود را از دست دادند و در این زمینه متحمل آسیبی جدی شدند و قابلیت های عملیاتی آنها افت کرد. اما جنگ آمریکا علیه تروریسم هنوز به پایان نرسیده است. اگرچه القاعده و داعش تا اندازه زیادی توانایی خود در انجام حملات گسترده در ایالات متحده و اروپا با تلفات بالا را از دست داده اند، اما همچنان تهدیدی جدی برای منابع ایالات متحده در منطقه خاورمیانه و ساکنان منطقه به شمار می روند. این در حالی است که ضعف دولت های منطقه از جمله در یمن، سوریه، شاخ آفریقا و دیگر مناطق می تواند فرصتی برای ظهور، تجدید ساختار و حملات مجدد گروه های تروریستی باشد.

از جمله موارد حائز اهمیت، هزینه سنگین و حساب نشده جنگ علیه تروریسم است که بر جمعیت غیرنظامی تحمیل می شود. تلفات غیرنظامی ناشی از جنگ هواپیماهای بدون سرنشین دولت های اوباما و ترامپ که دیگر به صورت علنی اعلام نمی شود، از هزاران نفر گذشته است. افزایش حمایت های ایالات متحده از حاکمان خودکامه صرفا برای اینکه در عملیات علیه تروریسم در کشورهایشان ایفای نقش کنند، عمدتا به نادیده گرفتن سوء استفاده آنها از جمعیت غیرنظامی در درگیری های مسلحانه و نقض جدی حقوق بشر  می انجامد. چنین سوء استفاده ای از قدرت توسط متحدان آمریکا و در زیر چتر حمایتی آن، نه تنها سبب می شود که ایالات متحده نیز در این خشونت ها از جمله جنگ در یمن مقصر شناخته شود، بلکه می تواند بر اهداف بلند مدت ایالات متحده در از بین بردن عوامل تحریک به افراط گرایی تاثیر منفی بگذارد.

موفقیت ها در جنگ علیه القاعده و داعش

یکی از اتفاقات مهمی که تمایلات حقیقی القاعده را نشان می داد، در سال 2014 و در حالی اتفاق افتاد که جنگجویان این گروه ناو جنگی ذولفقار پاکستان را ربودند تا حمله ای علیه رزمناو آمریکایی در اقیانوس هند ترتیب دهند و به مواجهه نظامی بین واشنگتن و اسلام آباد تحریک کنند. گزارش هایی هم مبنی بر وجود سلاح هسته ای در ناو ربوده شده منتشر شد. تلاش های القاعده در این زمینه شکست خورد و استراتژی افغانستان-پاکستان دولت اوباما در از بین بردن هسته هدایت القاعده از طریق کمپین حملات متوالی با هواپیماهای بدون سرنشین و عملیات اطلاعاتی، موثر واقع شد. اوسامه بن لادن و حمزه، پسر او، هر دو در سال 2011 در دو حمله جداگانه ایالات متحده کشته شدند. ایمن الظواهری، معاون اوسامه که اکنون سرکرده اسمی القاعده است، پنهان شده. گروه بسیاری از ظرفیت های خود را برای حمله به ایالات متحده از دست داده و دیگر در میان تهدیدهای تروریستی برتر جهان نیست.

داعش هم شکست مشابهی را متحمل شده است. این گروه در سال 2014 فعالیت خود را با اشغال مناطق گسترده ای در سوریه و عراق آغاز کرد و حتی به تهدیدی برای سرنگونی بغداد تبدیل شد و اساس نظام جدید خاورمیانه را به لرزه درآورد. داعش در ماه ژوئن همان سال «خلیفه» جدید خود را اعلام کرد و شهر رقه در سوریه را پایتخت خود خواند. وسعت محدوده تحت اشغال خلیفه داعش در عراق و سوریه به نزدیک به 100 هزار کیلومتر مربع می رسید و دارایی های مهم اقتصادی، استراتژیک و کشاورزی و همچنین مسیرهای کلیدی حمل و نقل از غرب سوریه تا شرق عراق را شامل می شد. داعش برای مدتی بر 12 میلیون نفر حکومت می کرد و توانسته بود با درآمد فروش غیرقانونی نفت و اقدامات جنایی از جمله سرقت، آدم ربایی و اخاذی یک امپراتوری مالی میلیارد دلاری برای خود بسازد. این گروه در سال های 2015 تا 2018 حملات تروریستی گسترده ای در پاریس، بلژیک، استانبول، بغداد، مصر و دیگر شهرها انجام داد که تلفات جانی داشتند. مداخلات آمریكا در سوریه و عراق در سال 2014 به تدریج شرایط را تغییر داد و ترکیبی از حملات هوایی گسترده، حملات هواپیماهای بدون سرنشین، حملات نیروهای ویژه و تخصیص تجهیزات، تداركات و پشتیبانی بین المللی برای سازماندهی مجدد نیروهای امنیتی عراق موثر واقع شد و در یک بازه زمانی سه ساله داعش را به تدریج از مناطق تحت تصرف آن بیرون راند و نهایتا در ماه اکتبر سال 2017 داعش پایتخت خودخوانده خود را از دست داد.

دستاوردها و شکست ها

در اینکه استراتژی ضد تروريسم آمریكا در شکست دادن القاعده، داعش و برخی از گروه های کوچک تر تروریستی و از بین بردن ظرفیت عملیاتی آنها موثر بوده، هیچ شکی نیست. طبق گزارش موسسه لوم اقتصادی و صلح، شمار حملات تروریستی در جهان به طور کلی کاهش یافته، تلفات مرتبط با تروریسم 44 درصد کم و از تاثیرات تروریسم بر اقتصاد جهانی 42 درصد کاسته شده است. اما اگرچه سازمان های بزرگ تروریستی از هم پاشیده اند، بخش های کوچک تری از آنها در خاورمیانه، آفریقا و جنوب آسیا که دولت ها در آنها ضعیف تر هستند، پخش شده اند و همچنان تهدیدی جدی برای جمعیت غیرنظامی و منافع ایالات متحده به شمار می روند. ردگیری و مقابله با این گروه های کوچک تر دشوارتر است چرا که در میان مردم محلی پنهان می شوند و توانایی بیشتری در تاثیرگذاری بر «قلب و ذهن» مردم یافته اند و آنها را به حملات علیه آمریکا و منافع متحدان آن در منطقه و اروپا ترغیب می کنند.

نه داعش به طور کلی نابود شده است و نه القاعده. پیش از فروپاشی خلیفه داعش، این گروه قصد داشت یک عملیات زیرزمینی آغاز کند و یک جنگ چریکی در سوریه و عراق به راه اندازد. این گروه اکنون اساسا به یک شبکه مخفی تبدیل شده و حدود 14 تا 18 هزار جنگجوی فعال در هر دو کشور دارد. القاعده هم بر بازسازی خود در سوریه تمرکز کرده و سعی دارد نفوذ سیاسی محلی و قابلیت های نظامی به دست آورد. استان ادلب در شمال غربی سوریه به بهشتی برای عناصر القاعده تبدیل شده و توجه نظامی ایالات متحده و روسیه را به خود جلب کرده است. (این مطلب ادامه دارد.)

منبع
لوبه لاگ

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 3 =

دکمه بازگشت به بالا