معاون عراقچی: همین فردا هم میشود با امریکا نشست و مذاکره کرد
معاون امور بینالملل و حقوقی وزارت امور خارجه ایران با اشاره به دریافت پیامهایی از امریکا برای مذاکره گفت: نشستن سر یک میز گفتوگو با امریکا کار پیچیدهای نیست؛ اگر امروز تصمیم گرفته شود، فردا میشود مذاکره کرد. اما مادامی که تغییری در رویکرد طرف مقابل ایجاد نشود، این گفتوگوها نتیجهمحور نخواهد بود.

میدل ایست نیوز: کاظم غریبآبادی معاون امور بینالملل و حقوقی وزارت امور خارجه ایران در گفتوگویی در پاسخ به پرسشی درباره چشمانداز مذاکرات و انتظار افکار عمومی برای گشایش در روابط خارجی، تأکید کرد: جمهوری اسلامی ایران هیچگاه با اصل گفتوگو مخالفت نکرده، اما نه با هر قیمتی.
به گزارش ایسنا، وی افزود: برای بررسی وضعیت کنونی گفتوگوها باید چند نکته را مدنظر داشت. تمرکز من بر شرایط جدید است؛ هم در چارچوب دولت مسعود پزشکیان در ایران و هم تحولات سیاسی در امریکا و روی کار آمدن دولت جدید به ریاستجمهوری دونالد ترامپ. بررسی مذاکرات در ادوار گذشته بحثی مستقل و مفصل میطلبد، اما میتوان درباره یک سال اخیر صحبت کرد.
وی با اشاره به موضوع تحریمها گفت: بحث رفع تحریم همواره یکی از دستورکارهای اصلی دولتهای جمهوری اسلامی ایران بوده، بهویژه پس از اعمال تحریمهای گسترده. البته تحریم پدیده جدیدی نیست و از ابتدای انقلاب وجود داشته، اما تحریمهای هستهای بهطور مشخص از سال ۲۰۰۳ آغاز شد و پس از آن تحریمهای اتحادیه اروپا و برخی کشورهای اروپایی اعمال و در نهایت موضوع هستهای ایران به شورای امنیت ارجاع شد. از این رو، رفع تحریم در کنار مذاکرات همواره هدف اصلی جمهوری اسلامی ایران بوده است.
ایران هیچگاه با اصل گفتوگو و مذاکره مخالفت نکرده است
غریبآبادی ادامه داد: خنثیسازی تحریمها نیازمند منابع، تلاشهای ویژه و تقویت بنیه داخلی است، چراکه در حوزه اقتصادی با مشکلاتی مواجه هستیم. در کنار این مسیر، مذاکره برای رفع تحریم نیز همواره مطرح بوده و از سال ۲۰۰۳ به بعد در دستور کار همه دولتها قرار داشته است. جمهوری اسلامی ایران هیچگاه با اصل گفتوگو و مذاکره مخالفت نکرده و همواره از دیپلماسی استقبال کرده است، البته نه با هر قیمتی.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به تحولات اخیر در امریکا اشاره کرد و گفت: با روی کار آمدن دولت جدید امریکا، حدود دو تا سه ماه زمان لازم بود تا این دولت مستقر شود و مشخص شود که آیا آمادگی مذاکره با ایران را دارد یا خیر. یکی از نشانهها در این زمینه، نامه رئیسجمهور امریکا، دونالد ترامپ، به مقام معظم رهبری بود که درباره آن مطالب زیادی مطرح شده است.
تصمیم نهایی در مذاکرات، تصمیم نظام است نه یک دستگاه خاص
معاون امور بینالملل و حقوقی وزارت امور خارجه ایران در توضیح نحوه مواجهه جمهوری اسلامی ایران با این نامه تصریح کرد: مذاکرات در جمهوری اسلامی ایران دارای ساختار مشخصی است و این موضوع از سال ۲۰۰۳ و همزمان با شکلگیری پرونده هستهای وجود داشته است. تصمیمگیریها در چارچوب ساختارهای مشخص انجام میشود و اینگونه نیست که وزارت امور خارجه بهتنهایی تصمیم بگیرد.
وی تصریح کرد: البته وزارت خارجه عضو بسیار کلیدی این فرآیند است و معمولاً پیشنهادها، طرحها و ابتکارات از سوی این وزارتخانه ارائه میشود، اما این موارد در سطوح مختلف بررسی، چکشکاری و در نهایت به تصمیم تبدیل میشود. وقتی تصمیم نهایی اتخاذ شد، این تصمیم، تصمیم نظام جمهوری اسلامی ایران است و از حمایت حاکمیت برخوردار است.
غریبآبادی با اشاره به محتوای نامه ترامپ گفت: این نامه حاوی دو محور اصلی بود؛ یکی بحث مذاکره و دیگری تهدید به جنگ. در چنین شرایطی این پرسش مطرح میشود که رویکرد جمهوری اسلامی ایران چه باید باشد. آیا باید صرفاً بر دیپلماسی و مذاکره متمرکز شد یا نیاز به تغییر رویکرد وجود دارد؟ طبیعتاً گزینه دوم صحیح است.
نامه ترامپ همزمان مذاکره و تهدید به جنگ را در خود داشت
وی افزود: ساختارهای تصمیمگیری در حوزه مذاکرات همواره ماهیتی سیاسی ـ امنیتی داشته است. به این معنا که دستگاههایی مانند وزارت امور خارجه، شورای عالی امنیت ملی، وزارت اطلاعات و سازمان انرژی اتمی در کنار یکدیگر قرار میگرفتند تا زمینه تصمیمسازی یا تصمیمگیری را فراهم کنند. اما دریافت این نامه پیام روشنی داشت؛ اینکه دولت جدید امریکا، علاوه بر غیرقابل اعتماد بودن، زمینه یک تهدید جدی را نیز در خود دارد؛ موضوعی که حتی بهصراحت در متن نامه نیز به آن اشاره شده بود.
غریبآبادی در پاسخ به پرسشی درباره دوگانه «مذاکره یا جنگ» در نامه رئیسجمهور امریکا توضیح داد: این نامه هر دو موضوع را دربر داشت؛ از یک سو اعلام آمادگی برای مذاکره و از سوی دیگر تهدید صریح به اقدام نظامی در صورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات.
به گفته وی، روح قلدری در متن نامه مشهود بود و این پیام را منتقل میکرد که مسئله باید مطابق خواست امریکا حلوفصل شود.
سادهانگاری بود اگر فقط وجه مذاکره نامه دیده میشد
معاون امور بینالملل و حقوقی وزارت امور خارجه ایرات با تأکید بر اینکه جمهوری اسلامی ایران نمیتوانست صرفاً بر جنبه دیپلماتیک نامه تمرکز کند، افزود: با توجه به جایگاه فرستنده نامه و سابقه رفتاری دولت امریکا، عقل و منطق حکم میکرد که کشور برای احتمال مواجهه با تهدید نظامی نیز آماده شود. به همین دلیل، ساختار تصمیمگیری نسبت به سالهای گذشته تغییر کرد و دیگر محدود به چند دستگاه سیاسی و فنی نبود.
پاسخ ایران قوی، محکم و فراتر از چارچوب طراحیشده امریکا بود
غریبآبادی با اشاره به پاسخ جمهوری اسلامی ایران به نامه ترامپ گفت: پاسخ دادهشده، پاسخی قوی و متناسب بود و بهویژه در برابر تهدید به اقدام نظامی، موضعی روشن و قاطع اتخاذ شد. در عین حال، از آنجا که رویکرد اصولی جمهوری اسلامی ایران حمایت از دیپلماسی است، در این پاسخ با اصل مذاکره مخالفت نشد، اما تصمیم بر انجام مذاکرات غیرمستقیم گرفته شد.
وی افزود: با توجه به اینکه نامه از مسیر امارات منتقل شده بود، جمهوری اسلامی ایران ترجیح داد از کانالی دیگر پاسخ دهد تا در چارچوب پیامرسانی طراحیشده از سوی امریکا قرار نگیرد و مسیر مستقل خود را در تعیین نوع پیام، محتوای آن و شیوه انتقال پیام تعریف کرد.
میدان و دیپلماسی اینبار باید کنار هم قرار میگرفتند
معاون وزیر امور خارجه ایران در توضیح سازوکار تصمیمگیری تأکید کرد: تصمیمگیری درباره نوع پاسخ و نحوه مذاکرات، تصمیمی حاکمیتی بود که در چارچوب کمیتههای مربوط و با حضور دستگاههای ذیربط اتخاذ شد. تفاوت این مقطع با دورههای قبل آن بود که علاوه بر مسئولان سیاسی و فنی، مقامات عالیرتبه نظامی نیز در جلسات حضور داشتند تا میدان و دیپلماسی بهصورت همزمان و مکمل یکدیگر عمل کنند.
آمادگی برای جنگ، همزمان با پذیرش مذاکره شکل گرفت
غریبآبادی با یادآوری حضور فرماندهان نظامی و شهدای جنگ ۱۲ روزه در جلسات تصمیمگیری گفت: جمهوری اسلامی ایران نمیتوانست صرفاً برای مذاکره طراحی کند، بدون آنکه آثار آن بر آمادگی کشور برای مقابله با تهدید احتمالی نظامی سنجیده شود. تهدید مطرحشده جدی بود و سابقه رفتاری دولت امریکا، از جمله ترور شهید حاج قاسم سلیمانی، ضرورت این آمادگی را دوچندان میکرد.
این ادعا که مذاکره کشور را به جنگ کشاند، قابل قبول نیست
وی در واکنش به برخی تحلیلها مبنی بر اینکه مذاکرات منجر به جنگ شد، تصریح کرد: از همان زمان دریافت نامه، کشور خود را برای مواجهه با اقدام نظامی آماده کرده بود و این آمادگی، تصمیمی عقلانی و ضروری بود. به گفته غریبآبادی، این تصور که مذاکرهکنندگان فریب خوردند و کشور به سمت جنگ رفت، تحلیلی نادرست است.
نمیتوان به مذاکرهای با سیاست فشار حداکثری خوشبین بود
معاون امور بینالملل و حقوقی وزارت امور خارجه ایراتبا اشاره به سیاستهای دولت ترامپ خاطرنشان کرد: سیاست اصلی رئیسجمهور امریکا از ابتدا «فشار حداکثری» بود و مذاکره در انتهای فهرست اولویتهای او قرار داشت. وقتی این سیاست به هدف اصلی خود، یعنی کنار گذاشتن برنامه هستهای ایران، نرسید، ابتدا مطالبات جدیدی در حوزههای منطقهای و دفاعی مطرح شد و در نهایت گزینه نظامی روی میز قرار گرفت.
غریبآبادی تأکید کرد: در چنین شرایطی، ورود به مذاکره اقدامی ضروری بود تا هم پاسخ روشنی به افکار عمومی داخلی و بینالمللی داده شود و هم ادعای امریکا مبنی بر رد مذاکره از سوی ایران بیاثر شود، اما اتکای بیش از حد به نتیجهبخشی این مذاکرات، واقعبینانه نیست.
تقاضای رسمی امریکا در پنج دور مذاکره، غنیسازی صفر بود
در ادامه تشریح روند و محتوای مذاکرات غیرمستقیم ایران و امریکا، غریبآبادی با اشاره به پنج دور گفتوگوی غیرمستقیم انجامشده، تأکید کرد: در مذاکرات پنجدورهای غیرمستقیمی که با امریکا داشتیم، درخواست رسمی آنها «غنیسازی صفر» بود و این موضوع بهروشنی بیان میشد.
وی افزود: با این حال، یکی از نکات قابل توجه این گفتوگوها آن بود که طرف امریکایی هیچگاه با یک طرح مشخص وارد مذاکره نشد؛ نه محورهای دقیق خواستهها روشن بود و نه معلوم میشد نظرشان درباره پیشنهادهای جمهوری اسلامی ایران چیست. این خلأ نشان میداد که در طرف امریکایی، ارادهای برای تصمیمگیری نهایی شکل نگرفته و تفاوت و تغییر نظرها کاملاً محسوس بود؛ مسئلهای که از دید ایران پنهان نمانده و نسبت به آن غفلتی وجود نداشت.
مدل امریکا، تحمیل است نه مذاکره استاندارد
وی با اشاره به رویکرد امریکا تصریح کرد: مادامی که امریکا بر این باور باشد که از طریق فشار تحریم و در نهایت اقدام نظامی میتواند به اهداف خود دست یابد، ورود به مذاکرات واقعی بسیار بسیار سخت خواهد بود. البته دیپلماسی و مذاکره در هر شرایطی وجود دارد و حتی در شرایط جنگ نیز میتواند کارآمد باشد، اما پرسش اصلی این است که آیا در چنین فضایی میتواند نتیجهمحور هم باشد؟ پاسخ منفی است. وقتی یک کشور معتقد است که گزینه نظامی همچنان معتبر است، دیگر گفتوگو درباره رفع تحریم معنا و ماهیت خود را از دست میدهد و هدف صرفاً دیکته کردن خواستهها خواهد بود.
غریبآبادی با اشاره به جنگ ۱۲ روزه افزود: اگر توئیتهایی را که ترامپ در دو سه روز اول این جنگ صادر کرد مرور کنید، بهروشنی میبینید که ناشی از غرور نسبت به برخی اقدامات نظامی رژیم صهیونیستی بود. در این جنگ، افراد بیگناه بسیاری به شهادت رسیدند؛ فرماندهان ما در همان روز اول ترور شدند، اما بخش عمده اقدامات دشمن معطوف به کشتار مردم غیرنظامی، ترور دانشمندان، تخریب ساختمانها و زیرساختها بود. در چنین شرایطی، اعتماد به این دولت برای گفتوگو عملاً غیرممکن است.
وی با تشریح تفاوت رویکردها گفت: مدل امریکا در این شرایط، حل مسائل به شیوه خودشان است، نه بر اساس شیوههای استاندارد دیپلماتیک. در مدل استاندارد، طرفین خواستهها، دغدغهها و نگرانیهای خود را مطرح میکنند، راهکارها را بررسی میکنند و در نهایت با یک بدهبستان متقابل به نقطه تعادل میرسند. اما با تصورات و رویکردهای تحمیلی، چنین مدلی قابل اجرا نیست.
مذاکره برد-برد زمانی ممکن است که امریکا به ناکارآمدی فشار برسد
غریبآبادی تأکید کرد: از نظر ما، مذاکره مفید و مبتنی بر رویکرد برد-برد زمانی شکل میگیرد که امریکا به این نتیجه برسد که فشار، تحریم و تهدید نظامی دیگر کارآمد نیست. من معتقدم امریکا به این جمعبندی رسیده که تحریمها مؤثر نبودهاند که البته این به معنای بیتأثیر بودن تحریمها بر زندگی مردم نیست.
وی گفت: تحریمها فشار زیادی به مردم وارد کرده و هیچکس از آن استقبال نمیکند. بحث من این است که آیا امریکا از طریق تحریم به اهداف راهبردی خود رسیده یا نه؟ که کاملاً روشن است که نرسیده است.
تحریم نتوانست سیاستهای راهبردی ایران را تغییر دهد
این دیپلمات ایرانی با طرح این پرسش که اهداف راهبردی امریکا چه بوده است، افزود: هدف این بود که جمهوری اسلامی ایران سیاستهای خود را تغییر دهد ولی چنین اتفاقی نیفتاد. چون وقتی کشوری سیاستی را در پیش میگیرد ـ مانند برنامه هستهای ـ که در راستای استقلال، توسعه، پیشرفت و تأمین امنیت ملی است، طبیعی است که برای آن هزینه هم میدهد. مگر اینکه بپذیرد وابسته به یک قدرت خارجی باشد و هرچه آن قدرت گفت اجرا کند؛ الگویی که در برخی کشورها دیده میشود. اما جمهوری اسلامی ایران و مردم ایران چنین رویکردی ندارند.
جنگ ۱۲ روزه نشان داد محاسبه دشمن درباره مردم ایران غلط بود
غریبآبادی با اشاره به رفتار جامعه در جریان جنگ اخیر گفت: نمونه روشن این مسئله را در جنگ دیدیم. مردم تحت فشار اقتصادی بودند و رژیم صهیونیستی و امریکا هم روی همین فشار حساب کرده بودند که با حملات نظامی، مردم به خیابان بیایند. اما وقتی جنگ آغاز شد، آن هم با آهنگی که از دل مذاکرات بیرون آمد و معنایی جز خیانت به دیپلماسی نداشت، مردم متحدتر و منسجمتر شدند و مخالفت خود را با امریکا و سیاستهای جنگطلبانهاش نشان داده و حمایت خود را از نیروهای مسلح، نظام و ایران اعلام کردند. این سرمایه اجتماعی بسیار بزرگی است و نشان میدهد طرف مقابل، ایران را بهدرستی نشناخته است.
ضربهای که جمهوری اسلامی به رژیم صهیونی وارد کرد، برای آنها غیرقابل باور بود
وی افزود: تحریم کارآمد نبوده و امیدوارم نتایجی که آنها از جنگ ۱۲ روزه گرفتند، به این جمعبندی منجر شده باشد که اقدام نظامی هم کارآمد نیست. این تحلیل فقط نظر ما نیست؛ کافی است به تحلیلهای خودشان، گزارشهای اندیشکدهها و حتی اظهارنظر برخی مقامات سابق رژیم صهیونیستی نگاه کنید. ضربهای که جمهوری اسلامی ایران به رژیم صهیونیستی وارد کرد، برای آنها غیرقابل باور بود؛ ضربهای سنگین و بهتعبیر دقیقتر، ضربهای دردناک، هم برای رژیم صهیونیستی و هم برای آمریکا.
در صورت تکرار تجاوز، پاسخ ایران دردناکتر خواهد بود
غریبآبادی هشدار داد: اگر بار دیگر حماقت کنند و دور جدیدی از تجاوز و حملات علیه جمهوری اسلامی ایران و مردم را آغاز کنند، پاسخ ایران بسیار دردناکتر و متفاوتتر از قبل خواهد بود.
وی تصریح کرد: امیدوارم آنها از این تجربه درس گرفته باشند. اگر به این نتیجه برسند که این گزینه دیگر کارآمد نیست، آنگاه زمینه برای گفتوگو و تعامل واقعی میتواند شکل بگیرد.
وظیفه ذاتی دستگاه دیپلماسی، تبیین راهکارهای دیپلماتیک است
وی در ادامه، با تشریح نقش و وظایف دستگاه دیپلماسی در شرایط جنگ، تحریم و تهدید، تصریح کرد: وظیفه دولت و بهویژه دستگاه سیاست خارجی، تبیین و پیگیری راهکارهای دیپلماتیک است. این یکی از وظایف ذاتی وزارت امور خارجه محسوب میشود. وقتی جنگ آغاز شد، نیروهای مسلح ما جانبرکف مقاومت کردند، پاسخ دادند، شهید دادند و مردم ما نیز شهید شدند. در همان زمان، دستگاه دیپلماسی هم وظیفه مشخصی داشت.
معاون وزارت امور خارجه ایران افزود: در جریان جنگ، ما باید از ظرفیتهای دیپلماتیک در دو جهت استفاده میکردیم؛ نخست، اعمال فشار برای توقف جنگ، چراکه تجاوز رخ داده بود و طبق منشور ملل متحد، متجاوز باید متوقف شود. این توقف یا از طریق اقدام نظامی است یا از مسیر فشار دیپلماتیک. ما باید از ابزارهای حقوق بینالملل استفاده میکردیم تا متجاوز را وادار به توقف و پذیرش مسئولیت کنیم. مأموریت دوم، تلاش برای ایجاد اجماع بینالمللی علیه متجاوز و محکوم کردن آن بود. این دقیقاً وظیفه دستگاه دیپلماسی است.
نشستن سر یک میز گفتوگو با امریکا کار پیچیدهای نیست
غریبآبادی با تأکید بر لزوم واقعنگری گفت: اگر راهکارهای دیپلماتیک وجود داشته باشد که جلوی جنگ را بگیرد و به سمت رفع تحریم حرکت کند، استفاده از آنها وظیفه ذاتی سیاست خارجی است. اما باید واقعبین باشیم؛ آیا با شرایط فعلی میتوان انتظار یک مذاکره نتیجهمحور در حوزه رفع تحریم داشت؟ آیا میتوان امریکا را وادار به تغییر رویکرد کرد؟ اینها نکاتی است که باید دقیق بررسی شود و انتظاراتمان را متناسب با واقعیتها تنظیم کنیم.
وی خاطرنشان کرد: نشستن سر یک میز گفتوگو با امریکا کار پیچیدهای نیست؛ اگر امروز تصمیم گرفته شود، فردا میشود مذاکره کرد. اما مادامی که تغییری در رویکرد طرف مقابل ایجاد نشود، این گفتوگوها نتیجهمحور نخواهد بود. باید پرسید آیا این گفتوگوها بعد از یک یا دو دور به بنبست نمیخورد؟ و اگر به بنبست برسد، آیا زمینه اقدامات غیرقانونی جدید فراهم نخواهد شد؟ همه این ملاحظات باید همزمان دیده و تحلیل شود تا تصمیم درست گرفته شود.
توان نظامی جمهوری اسلامی ایران بهمراتب بیشتر از قبل شده است
وی با تأکید بر بُعد نظامی گفت: در کنار ظرفیت دیپلماتیک، تقویت توان نظامی و دفاعی بسیار کلیدی است. شما باید از طریق قدرت نظامی پیام قوی ارسال کنید. به نظر من، این پیام در جنگ ۱۲ روزه بهروشنی ارسال شد. امروز، پنج ماه پس از آن جنگ، توان نظامی جمهوری اسلامی ایران بهمراتب بیشتر از قبل شده است. مجموع این دو ظرفیت ـ دیپلماسی فعال و قدرت نظامی ـ پشتوانه اصلی ایران در مواجهه با تهدید و تجاوز است.
غریبآبادی با تأکید بر اینکه وضعیت فعلی بههیچوجه به معنای بنبست در دیپلماسی نیست، بیان داشت: در دیپلماسی بنبستی وجود ندارد که بگوییم هیچ گزینهای باقی نمانده و دیپلماسی حذف شده است. اگر دو ماه و اندی گفتوگویی شکل نگرفته، این بهمنزله بنبست نیست.
دریافت پیامهایی از امریکا برای گفتوگو
وی افزود: همین الآن که خدمت شما هستم، تا همین چند روز قبل پیامهایی راجع به گفتوگوها دریافت کردیم و این بدان معناست که ارتباطات قطع نشده است.
غریبآبادی در پاسخ به پرسشی درباره منشأ پیامها و اینکه از سوی لمریکا صادر میشود یا خیر، تصریح کرد: بله، پیامها میآید و تمایل به گفتوگو هست. اما موضوع اصلی این است که ما باید این پیامها را ارزیابی کنیم.
کشورهای منطقه فعال شدهاند/ مدیرکل آژانس هم مایل به ایفای نقش است
غریبآبادی در پاسخ به پرسشی درباره کشورهای واسطه گفت: کشورهای مختلفی هم خودشان فعال شدهاند و هم بعضاً پیامهایی را منتقل میکنند. در منطقه ما، بدون درنظر گرفتن تقدم و تأخر، ترکیه، پاکستان، قطر و عربستان سعودی فعال بودهاند. عمان هم که پیشتر محل گفتوگوهای غیرمستقیم بود.
وی افزود: حتی مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی ـ علیرغم همه بحثها و انتقادهایی که وجود دارد ـ تمایل دارد نقشی ایفا کند. ردوبدل کردن پیامها در دیپلماسی کاملاً طبیعی است و باید هم وجود داشته باشد. بنبست وجود ندارد؛ اما انتخاب زمان مناسب برای گفتوگو بسیار مهم است و این تصمیم باید با دقت، محاسبه و نگاه واقعبینانه گرفته شود.
گفتوگو محتمل است، اما «نتیجهمحور» بودن آن شرط اساسی است
غریبآبادی با تأکید بر اینکه هیچ گزینهای در حوزه دیپلماسی از پیش منتفی نیست، در پاسخ به پرسشی درباره امکان آغاز گفتوگوها گفت: من احتمال هیچ چیزی را منتفی نمیدانم. اما با مختصاتی که عرض کردم، باید تصورات و انتظارات خودمان را تنظیم کنیم. اگر صرفاً خودِ گفتوگو مدنظر باشد، همین فردا هم میشود نشست و مذاکره کرد؛ اما اگر گفتوگوی نتیجهمحور میخواهیم، باید شرایط آن محقق شود.
در مذاکرات غیرمستقیم با امریکا، هدف دستور کار بود، نه متن نهایی
معاون وزیر امور خارجه ایران درباره پنج دور مذاکرات غیرمستقیم با امریکا گفت: این مذاکرات در هر دور حدود ۳ تا ۴ ساعت طول کشید و در مجموع چیزی حدود ۱۵ تا ۲۰ ساعت گفتوگو شد. هدف اصلی، بررسی امکان توافق روی یک دستور کار برای آغاز مذاکرات تخصصی و تفصیلی بود، نه کار مستقیم روی متنها و طرحها.
وی ادامه داد: در این چند دور، اصول خودمان را به طور کامل برای طرف امریکایی تبیین کردیم و توضیح دادیم که جمهوری اسلامی ایران چه انتظاراتی از این گفتوگوها دارد. مشکل اساسی، تغییر مداوم نظرات طرف امریکایی بود؛ در یک دور چیزی گفته میشد و در دور بعد تغییر میکرد یا حتی رسانهای میشد. این تغییرات همواره مورد انتقاد ما بود.
ناپایداری مواضع امریکاییها، معضل اساسی در مذاکرات بود
غریبآبادی در پاسخ به پرسشی درباره اظهارات مطرحشده در دوره پنجم مذاکرات و طرح پیشنهادی که مورد استقبال طرفین قرار گرفته بود، گفت: در برخی گفتوگوها واقعاً نسبت به اصول تفاهمهایی شکل میگرفت و حتی دو طرف آن را تأیید میکردند، اما ناگهان در دور بعد شاهد تغییر گفتار و مواضع آنها بودیم یا از طریق رسانهها متوجه نظر متفاوتی میشدیم. این ناپایداری، معضل اساسی ما در تعامل با طرف امریکایی بود.
پس از نامه ترامپ، اقدام نظامی قابل تصور بود
غریبآبادی با اشاره به سطح آمادگی ذهنی مسئولان پیش از وقوع جنگ، اظهار داشت: پس از نامه ترامپ، همه ما بهعنوان افراد غیرنظامی احتمال اقدام نظامی را متصور بودیم؛ تنها مسئله، زمان آن بود. نکته مهم این است که این اقدام تجاوزکارانه دقیقاً در حین مذاکرات انجام شد.
وی ادامه داد: در حالی که یکشنبه درباره دور بعدی گفتوگوها برنامهریزی شده بود، تنها سه روز بعد، اقدام نظامی صورت گرفت. این نشان داد که از نگاه امریکا، مذاکره اهمیتی نداشت و آنها به تهدید، فشار، تحریم و اقدام نظامی باور داشتند.
تصمیم وزیر خارجه ایران برای سفر در آغاز جنگ، شجاعانه و ضروری بود
غریبآبادی درباره سفر مشترک با وزیر امور خارجه ایران در آغاز جنگ که بازتاب گستردهای داشت، گفت: تصمیم شخص وزیر خارجه، تصمیمی بسیار شجاعانه و در عین حال ضروری بود و این افتخار را داشتم که در آن ایام جنگ در خدمت ایشان باشم.
وی افزود: شرایط سفر خاص بود زیرا در شرایط جنگی، پرواز مستقیم نداشتیم و ما از مسیرهای مختلف به ژنو رفتیم و ترکیبی از مسیرهای زمینی و هوایی استفاده شد و علیرغم برخی کنجکاویها، طبیعی بود که جزئیات آن را برای طرفهای اروپایی تشریح نکنیم.
اروپاییها ابتکار نداشتند و ما را به مذاکره با امریکا ارجاع میدادند
این دیپلمات ارشد با اشاره به مذاکرات ژنو تصریح کرد: اروپاییها هیچ ابتکار مستقلی نداشتند و مرتب میگفتند با امریکا صحبت کنید. اگر قرار بود مستقیم با امریکا گفتوگو کنیم، اساساً نقش آنها چه بود؟ ما مدتهاست به این جمعبندی رسیدهایم که با اروپاییها نمیتوان به نتیجه رسید، چون استقلال رأی و اعتمادبهنفس لازم را ندارند.
پیشنهاد اروپاییها این بود که هرچه امریکا میگوید، بپذیریم!
وی ادامه داد: اروپاییها به ما میگفتند کاری کنید که امریکا وارد جنگ نشود و پیشنهادشان این بود که با امریکا مصالحه کنیم و هرچه آنها میگویند بپذیریم تا بحران تمام شود.
کشورهای اسلامی به این جمعبندی رسیدند که تهدید اصلی، رژیم صهیونیستی است
غریبآبادی درباره واکنش کشورها در دیدارهای دوجانبه اظهار داشت: در گفتوگوهای رو در رو با هیئتهای کشورهای اسلامی، بهوضوح مشاهده کردیم که بسیاری از آنها به این نتیجه رسیدهاند که تهدید اصلی منطقه، رژیم صهیونیستی است. این یک تغییر پارادایم فکری برای ما مشهود بود.
وی تأکید کرد: در روزهای اول جنگ، دیگر نشانی از اختلافات گذشته با ایران در صحبتهایشان دیده نمیشد و حتی هیچگونه احساس خوشحالی از تجاوز به ایران وجود نداشت. برعکس، حس همدردی، ناراحتی و محکومیت تجاوزات را در میان طیفی گسترده از این کشورها شاهد بودیم.
برخی کشورها پیشنهاد میانجیگری با امریکا را مطرح کردند اما اولویت جمهوری اسلامی دفاع بود، نه مذاکره
غریبآبادی ادامه داد: برخی از این کشورها همان زمان اعلام آمادگی کردند که از ظرفیتهای دیپلماتیک خود برای پایان دادن به جنگ و حتی تسهیل گفتگو میان ایران و امریکا استفاده کنند. اما پس از آن، متأسفانه شاهد اقدام متجاوزانه مستقیم امریکا نیز بودیم و پاسخ ما روشن بود؛ اولویت جمهوری اسلامی ایران دفاع از کشور است و مذاکره در اولویت قرار ندارد. به همین دلیل، هر جا بحث مذاکره مطرح میشد، با منطق و استدلال رد میکردیم و میگفتیم اکنون زمان دفاع است.
تغییر رویکرد راهبردی منطقه نسبت به رژیم صهیونیستی
به گفته معاون وزیر خارجه ایران، دومین نکته راهبردی جنگ، تغییر نگاه منطقه بود: طیفی از کشورهای منطقه به این نتیجه رسیدهاند که تهدید اصلی، رژیم صهیونیستی است؛ بهویژه پس از حمله این رژیم به قطر برای هدف قرار دادن برخی رهبران حماس. برای آنها روشن شد که این رژیم حد و مرزی نمیشناسد؛ از فلسطین و لبنان و سوریه تا ایران و حتی قطر.
شناسایی ۱۱۴ تروریست در اقلیم کردستان عراق
غریبآبادی ادامه داد: همزمان، درباره گروههای تروریستی منتسب به قوم شریف کُرد نیز اقدام مشابهی انجام دادیم. ۱۱۴ نفر از این عناصر تروریستی در اقلیم کردستان عراق شناسایی و برای آنها پرونده تشکیل شد.
وی افزود: دو بار شخصاً به عراق سفر کردم و یک بار نیز رئیس قوه قضاییه در سفر رسمی، پروندههای استرداد این افراد را تحویل مقام قضایی عراق دادند. پس از انتشار این اخبار، این افراد کیلومترها از مرزهای ایران فاصله گرفتند یا بهطور کامل از منطقه خارج شدند.
کارزار حقوقی علیه تروریستها به اروپا کشیده شد
معاون وزیر خارجه ایران گفت: این اقدامات به منطقه محدود نماند. در اروپا نیز این افراد شناسایی شدند و با همکاری دستگاههای امنیتی، اطلاعاتی و وزارت خارجه، برای آنها پرونده تشکیل شد. طبیعی بود که آنها نیز در پاسخ، در شورای حقوق بشر علیه ما پروندهسازی کنند.



