خبر اولمقالاتنگاه خاورمیانه

پیامدهای‌ همگرایی اسرائیل با یونان و قبرس بر امنیت منطقه‌ و جهان عرب

درحالی‌که رسانه‌های عبری از شکل‌گیری یک «دوران ژئوپلیتیک جدید» سخن می‌گویند، تعمیق پیوندهای نظامی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی با یونان و قبرس، زنگ خطر را برای امنیت ملی کشورهای عربی به صدا درآورده است.

میدل ایست نیوز: تبدیل شدن قبرس به میدان رزمایش‌های اسرائیل و تلاش برای ایجاد نیروی واکنش سریع سه‌جانبه، نشان‌ دهنده عبور تل‌آویو از یک بازیگر خاورمیانه‌ای به یک قطب امنیتی در مدیترانه است تا بتواند بدین شکل موازنه در شرق مدیترانه را تغییر و امنیت ملی ترکیه و کشورهای عربی را تحت الشعاع ائتلاف جدید قرار دهد.

به گزارش الشروق، رویکرد جدید اسرائیل به تقویت روابط گسترده امنیتی با قبرس و یونان، چالش‌های بنیادینی پیش روی اعراب و ترکیه قرار خواهد داد به طوری که تثبیت هژمونی این رژیم در آبراه‌ها و پرونده‌های حساس منطقه‌ای، می‌تواند ابتکار عمل را در غیاب یک چشم‌انداز فراگیر عربی، از دست پایتخت‌های بانفوذ منطقه خارج کند.

ماجرای تلاش برای تغییر موازنه در مدیترانه اخیرا از تل‌آویو کلید خورد؛ جایی که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در روز دوشنبه ۲۲ دسامبر ۲۰۲۵، میزبان نشستی سه‌جانبه با حضور «کیریاکوس میتسوتاکیس»، همتای یونانی و «نیکوس کریستودولیدس»، رئیس‌جمهور قبرس بود. این نشست در ظاهر به بررسی پرونده‌های امنیت منطقه‌ای، انرژی و فناوری اختصاص یافت، اما قرائت «میان‌سطور» این رویداد، به‌ویژه آنچنان که در مطبوعات اسرائیل بازتاب یافت، پرده از حقیقتی فراتر برمی‌دارد چرا که این نشست به مثابه یک ایستگاه و منزلگاه پیشرفته در مسیر تغییر و تحول یک همگرایی ساده سه جانبه به مشارکتی امنیتی است که ابعاد آن از مرزهای شمال مدیترانه فراتر رفته و با امنیت گسترده منطقه و به تبع آن، امنیت ملی اعراب، ارتباط مستقیم پیدا کرده است.

عبور از سایه انرژی به بطن مسائل امنیتی

سرمقاله روزنامه اسرائیلی «جروزالم پست» به فاصله یک روز پس از این نشست، از ادبیات و لحن معمول دیپلماتیک فراتر رفت و این گردهمایی را تجلی‌گر «دوران ژئوپلیتیک جدید» در شرق مدیترانه دانست که در این دوران دیگر «انرژی» موتور محرک اصلی نیست، بلکه «امنیت» حرف اول را می‌زند.

این روزنامه نوشت: پیوند میان اسرائیل، یونان و قبرس اگرچه پانزده سال پیش و در پی تیره شدن روابط اسرائیل و ترکیه نطفه بست، اما امروز وارد مرحله‌ای عریان‌تر شده است که طی آن، ترکیه به عنوان چالش امنیتی مشترک تعریف می‌شود، حتی اگر نامی از آن در بیانیه‌های رسمی به میان نیاید.

 شراکت امنیتی با محوریت نگرانی‌ فزاینده از تحرکات ترکیه

بر اساس تحلیل‌های عبری، پروژه‌های کلان انرژی و در رأس آن‌ها خط لوله «ایست‌مد» به دلیل هزینه‌های هنگفت، پیچیدگی‌های بازار و فروکش کردن حمایت‌های امریکا، پویایی استراتژیک خود را از دست داده‌اند.

با کاسته شدن و رنگ باختن این پوشش اقتصادی، اکنون این موضوعِ شراکت امنیتی است که بیش از پیش نمایان گشته است. ارتش اسرائیل تمرینات هوایی و دریایی خود را با یونان شدت بخشیده و پس از محدودیت‌های اعمال شده از سوی آنکارا، آسمان یونان را جایگزین قلمرو هوایی ترکیه کرده ضمن آنکه همکاری‌های اطلاعاتی و نظامی با قبرس را گسترش داده و این جزیره را به مکانی برای رزمایش‌های خود تبدیل کرده است.

گزارش‌های مطبوعاتی ظرف این هفته، حاکی از آن است که علیرغم تکذیب‌های رسمی، رایزنی‌هایی برای پی‌ریزی یک نیروی واکنش سریع سه‌جانبه صورت گرفته است و این مسئله یک تحول به شمار می آید که تا چند سال پیش با این صراحت متصور نبود.

این در حالی است که محرک و انگیزه مشترک این جریان، چنان‌که رسانه‌های اسرائیلی توصیف می‌کنند، نگرانی فزاینده از تحرکات ترکیه در شرق مدیترانه، سوریه و لیبی است. برای آتن، این تهدیدات، در احتمال تنش‌های محاسبه نشده در دریای اژه و برای قبرس، در واقعیت تلخ این جزیره دو تکه (قبرس شمالی و جنوبی) و حضور انبوه نظامیان ترک در بخش شمالی آن است شمال آن نهفته است.

در همین حال اسرائیل نیز در نفوذ رو به رشد ترکیه، عنصری را می‌بیند که می‌تواند آزادی عمل و قدرت مانور عملیاتی‌اش را در آینده محدود کند و همین بیم‌های و نگرانی ‌های مختلف و درهم‌تنیده است که به این محور انسجام و هماهنگی می‌بخشد، حتی اگر محاسبات ملی هر طرف متفاوت باشد.

ورود تل‌آویو به منظومه امنیتی مدیترانه و چالش‌های پیش روی اعراب

اما آنچه از منظر و دریچه امنیت ملی کشور‌های عربی حائز اهمیت است، فراتر از ابعاد تقابل اسرائیل با ترکیه است چرا که عمیق‌تر شدن این اتحاد امنیتی در عمل به معنای ادغام اسرائیل در یک منظومه و مدار امنیتی مدیترانه‌ای‌ـ‌اروپایی است که به تل‌آویو مشروعیتی گسترده‌تر به عنوان یک شریک امنیتی ثبات‌آفرین از نگاه اتحادیه اروپا می‌بخشد.

این تحول، پیامدهایی مستقیم برای امنیت ملی عرب، به‌ویژه برای کشورهای عربی حاشیه دریای مدیترانه دارد، چرا که اسرائیل از طریق این محور، دیگر نه فقط به عنوان یک بازیگر خاورمیانه‌ای، بلکه در قامت یک بازیگر مدیترانه‌ای قد علم می‌کند که میزان و شعاع اثرگذاری‌اش به موضوعات دریانوردی، امنیت انرژی، ترتیبات پس از منازعه در لیبی و غزه و حتی معادلات بازدارندگی در شرق مدیترانه می‌رسد.

از منظر عربی، این همگرایی سه چالش بنیادین را ایجاد خواهد کرد که نخستین چالش آن به این شکل خواهد بود که امکان دارد بازترسیم موازنه‌های امنیتی در شمال مدیترانه بدون مشارکت فعال اعراب صورت پذیرد و توان اثرگذاری بر هرگونه نظام امنیتی در حال شکل‌گیری را تضعیف کند.

دومین چالش این است که تقویت نقش امنیتی اسرائیل در مدیترانه، اهرم‌های فشار مضاعفی را در پرونده‌های حساس عربی چه در موضوع فلسطین و چه در امنیت گاز و آبراه‌ها در اختیار تل‌آویو می‌گذارد.

چالش سوم نیز در احتمال تبدیل شدن این محور به هسته اولیه ترتیبات امنیتی گسترده‌تری است که واقعیت‌های جدیدی را از دروازه مدیترانه بر فضای استراتژیک اعراب تحمیل کند.

مخلص کلام اینکه، نشست تل‌آویو آنگونه که رسانه‌های خود این رژیم روایت کردند، نشان از عبور  اسرائیل با همراهی یونان و قبرس از مرحله «همکاری منعطف» به دوران «شراکت امنیتی صریح» است.

این تحول و تغییر را نمی‌توان جدای از امنیت ملی کشورهای عربی قرائت کرد زیرا آنچه در شرق مدیترانه می‌گذرد، دیگر صرفاً یک مسئله اروپایی یا موضوعی داخلی برای اسرائیل نیست، بلکه بخشی از بازآرایی کلان معادلات قدرت در همسایگی جهان عرب است. در نتیجه چالش پیش روی کشورهای عربی، نه در مخالفت‌های لفظی، بلکه در تدوین یک چشم‌انداز فراگیر مدیترانه‌ای نهفته است تا تضمین شود که ترتیبات امنیتی منطقه، بدون حضور مؤثر اعراب رقم نخواهد خورد.

منبع
الشروق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 − هشت =

دکمه بازگشت به بالا