ایندیپندنت عربی بررسی کرد؛بزرگترین خطر برای کشورهای شورای همکاری ایران فروپاشیده است نه ایران قدرتمند!
کشورهای عضو شورای همکاری دریافتند که خلأ امنیتیِ ناشی از سقوط یک دولت مرکزی منطقهای، به مراتب خطرناکتر و مهارناپذیرتر از وجود دشمنی است که رفتار و واکنشهایش قابل پیشبینی باشد و تحلیلگران بر این باورند که بزرگترین خطر برای کشورهای شورای همکاری نه ایران قدرتمند، بلکه ایران فروپاشیده است.

میدل ایست نیوز: کشورهای عضو شورای همکاری در تعامل با ایران بر پایه معادلهای روشن عمل میکنند: مهار بهجای رویارویی، تفاهم بهجای فروپاشی و مدیریت محتاطانه پروندههای حساس همراه با تثبیت خطوط قرمز ثابت در حوزه حاکمیت و امنیت. مسیر دیپلماتیک در خدمت منافع کشورهای شورای همکاری برای کاهش تنشها قرار دارد، در حالی که فروپاشی ایران میتواند آغازی بر مرحلهای از آشوب مهارناپذیر باشد.
به گزارش ایندیپندنت عربی، روابط کشورهای عضو شورای همکاری و ایران وارد مرحلهای بیسابقه از دوگانگی و پیچیدگی شده است. از یک سو، پس از توافق پکن در مارس 2023، روند تنشزدایی و نزدیکی دیپلماتیک با شتاب در حال پیشرفت است و از سوی دیگر، اختلافها بر سر پروندههای حاکمیتی، میدانهای انرژی در دریا و نقش منطقهای ایران همچنان ادامه دارد. با این حال، کشورهای عضو شورای همکاری به ویژه بعد از آن که اسرائیل در جنگ 12 روزه، رأس هرم قدرت در ایران را مستقیما تهدید کرد، بر این موضع راهبردی ثابت پافشاری میکنند که فروپاشی حکومت در ایران به عنوان خطرناکترین سناریوی ممکن برای امنیت منطقه به کلی مردود است.
بازگشت تدریجی اعتماد بین تهران و ریاض
این رویکرد در زمانی مطرح میشود که اخیرا سومین نشست کمیته سهجانبه عربستان سعودی، ایران و چین برای پیگیری توافق پکن در تهران برگزار شد. برگزاری این نشست نشان میدهد مسیر آشتی همچنان از حمایت گسترده بینالمللی برخوردار است و پکن به ایفای نقش خود به عنوان ضامن میان دو رقیب تاریخی ادامه میدهد. این وضعیت همچنین سطح انتظارات را درباره امکان تبدیل شدن این تفاهمها به توافقهایی پایدار که بتواند معادله امنیتی در منطقه را بازتعریف کند، بالا برده است هرچند تنشهای سنتی برسر پروندههای پیچیدهای همچون بیثباتسازی برخی کشورهای عربی که تهران به رغم تحمل آسیبهای راهبردی در دمشق و بیروت، همچنان در آنها نفوذ قابل توجهی دارد، پابرجا است.
پیش از این، تحولاتی روی داد که نشان دهنده بازگشت تدریجی اعتماد بین ریاض و تهران است به طوری که پروازها برای انتقال حجاج ایرانی به عربستان پس از ده سال از سر گرفته شد که معنای سیاسی عمیقی فراتر از بُعد خدمات رسانی مستقیم به حجاج دارد. «علیرضا عنایتی» سفیر ایران در ریاض از تولد «اعتماد» بین دو کشور سخن گفت که نیاز به تثبیت و توسعه دارد. همچنین سفر خالد بنسلمان وزیر دفاع عربستان به تهران پیش از جنگ 12 روزه، میزان تمایل دو کشور به کاهش شدت کدورتهای منطقهای و باز کردن مسیرهای جدید همکاری در بخش هواپیمایی، ارتباطات فرهنگی و تحقیقاتی و رسانهای را نشان داد. اما این همگرایی به مناقشات فزاینده بر سر مسائل حاکمیتی مانند جزایر سهگانه که ایران و امارات بر سر مالکیت آن اختلاف دارند و میدان نفتی «الدره» بین ایران و کویت و عربستان که ایران آن را «آرش» مینامد پایان نداد.
نگرانی از خلأ قدرت در منطقه
در کانون این تحولات، دیدگاه ثابت کشورهای شورای همکاری درباره ایران از زبان «جاسم البدیوی» دبیرکل شورای همکاری در همایش دوحه 2025 بیان شد که گفت «هیچ کس در شورای همکاری نمیخواهد ایران به سوی پرتگاه کشیده شود». او همچنین بر تمایل کشورهای شورای همکاری به «ثبات و شکوفایی ایران» تأکید کرد.
کشورهای عضو شورای همکاری این موضع خود را بر مجموعهای از ملاحظات راهبردی استوار کردهاند. به گفته سعد الحامد تحلیلگر سیاسی عربستانی، ایران کشوری با جایگاه بالای نظامی و جغرافیایی است و فروپاشی آن خلأیی راهبردی و عظیم ایجاد خواهد کرد که به درگیریهای منطقهای گسترده میانجامد و ممکن است منطقه را به سوی رویارویی با اسرائیل یا آمریکا سوق دهد. علاوه بر این، از هم گسیختگی حکومت ایران موجهایی از خشونتهای فرقهای و خشونت شبه نظامیان را به راه خواهد انداخت که مهار کردن آنها بسیار دشوار است، به ویژه در عراق که ممکن است شاهد رهاشدگی نیروهای وابسته به تهران باشد. همچنین هرج و مرج ناشی از فروپاشی ایران، مستقیماً برنامههای توسعهای کشورهای شورای همکاری را که بر پایه ایجاد محیطی باثبات بنا شدهاند، مختل خواهد کرد. از این رو، تحلیلگران بر این باورند که بزرگترین خطر برای کشورهای شورای همکاری نه ایران قدرتمند، بلکه ایران فروپاشیده است.
تجربه عراق، چراغ راه مسیر تعامل با ایران
ایندیپندنت عربی افزود، پیامدهای فروپاشی نظام عراق در سال 2003 درسی راهبردی و عمیق برای کشورهای عضو شورای همکاری در خصوص نحوه تعامل با ایران به همراه داشت؛ درسی که چرایی همزمانی فشار بر تهران و پرهیز از سوق دادن آن به سوی فروپاشی کامل را توضیح میدهد. کشورهای عضو شورای همکاری دریافتند که خلأ امنیتیِ ناشی از سقوط یک دولت مرکزی منطقهای، به مراتب خطرناکتر و مهارناپذیرتر از وجود دشمنی است که رفتار و واکنشهایش قابل پیشبینی باشد.
فروپاشی رژیم صدام حسین به جای آن که به برقراری ثبات در منطقه منجر شود، موجب چند پاره شدن عراق و قدرت گرفتن شبهنظامیان طایفهای و جان گرفتن گروههای تروریستی، و مهمتر از همه، نفوذ بیسابقه ایران در کشورهای عربی شد. بر این اساس، راهبرد کنونی کشورهای عضو شورای همکاری در قبال ایران بر اصل «مدیریت تهدید به جای ریشهکن کردن آن» استوار است. این راهبرد میکوشد جاهطلبیهای «ذهنیت انقلابی» را از طریق تأکید بر اصول حسن همجواری و پایبندی به قوانین بینالمللی مهار کند، و همزمان بر حفظ سلامت و انسجام ساختار «دولت ایران» نیز اصرار دارد.
با این حال همچنان اختلاف نظرهایی بین شخصیتهای سیاسی کشورهای شورای همکاری درباره نقش ایران در منطقه وجود دارد به طوری که برخی از آنان خواستار اعتماد کردن به تهران هستند و برخی دیگر درباره صادقانه بودن سیاستهای منطقهای آن تردید دارند. این اختلاف نظر در نشست دو ماه قبل در منامه بین وزیر خارجه عمان و رئیس سابق دستگاه اطلاعات عربستان نمایان شد.
مهار کردن به جای تقابل
این تحولات نشان میدهد که کشورهای عضو شورای همکاری در تعامل با ایران بر پایه معادلهای روشن عمل میکنند: مهار بهجای رویارویی، تفاهم بهجای فروپاشی، و مدیریت محتاطانه پروندههای حساس همراه با تثبیت خطوط قرمز ثابت در حوزه حاکمیت و امنیت. مسیر دیپلماتیک در خدمت منافع کشورهای شورای همکاری برای کاهش تنشها قرار دارد، در حالی که فروپاشی ایران میتواند آغازی بر مرحلهای از آشوب مهارناپذیر باشد.
به نظر میرسد چین به عنوان ضامن توافقنامه پکن، به شریکی اصلی در ادامه روند حرکت به سوی فرونشاندن تنشها در منطقه تبدیل شده است که بدترین موج تنش در سالهای اخیر را تجربه میکند. با این حال، برخی تحلیلگران عرب بر این باورند که پروندههای یمن، سوریه، عراق و لبنان همچنان حلوفصل نشدهاند زیرا تهران معتقد است با وجود آسیبهایی که به محور نفوذش وارد شده، هنوز کارتهای اثرگذاری در اختیار دارد که غالباً در جهت اهدافی به کار گرفته میشوند که با منافع طرف عربی و کشورهای شورای همکاری در تضاد است.



